تبليغاتX
متدین واقعی به هیچ مذهبی, به هیچ ملتی, به هیچ نژادی و به هیچ رنگی تعلق ندارد. به کل انسانیت تعلق دارد. همه ملتها مال او هستند
ســـیــــنــــه ســـــرخ
ســـیــــنــــه ســـــرخ
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور ...
وصیت نامه ...

سلام ... به همه بر و بچ

اين بلاگ را دفتری برای بيان بغض های در گلو گير کرده انتخاب کردم و من بعد قصد دارم هر چی تو دلم می گذره اينجا بنويسم

 سياهی تو دلم بد جوری جا کرده و از اين زندگی خيلی خسته شدم و ديگه اين زندگی بهم حال نميده موندم چی کار کنم : خيلی دلم می خواد خودم رو خلاص کنم و بيش از اين ديگران و خودمو اذيت نکنم ولی دلم واسه پدر و مادرم مخصوصا مادرم که ابن همه زحمت کشيدن واسم تا منو به اينجا رسوندن می سوزه وگرنه اصلا از بابت خودم ناراحت نيستم و از طرفی تمام درها هم به روم بسته شده (البته بعضياشونو هم خودم بستم)و زندگی تيره وتاری دارم شايد اگه بگم چی بودم و چی شدم خيلی تعجب کنين و حق رو به من بديد که به فکر خلاص شدن باشم قصد دارم بلاهايی که به سرم اومده با خودم بسر خودم آوردم اينجا بنويسم تا بعد از خلاص شدن حداقل وصيتی کرده باشم ...

صدای من تو تاریکی شب              فریاده ندامت منه !!! ؟

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در جمعه بیست و دوم مهر 1384 ساعت 9:46 |

دم مزن ....
 

از دل و جان و جهان در پیش جانان دم مزن

ای دل اینجا کوی جانانست از جان دم مزن

درد او را به ز درمان دان ز درمان دم مزن

گر تو مرد درد "او" یی هیچ از درمان مگو

باش مستغرق در او از کفر و ایمان دم مزن

کفر و ایمان را به اهل کفر و ایمان واگذار

جای حیرانیست در وی باش حیران دم مزن

لب بدوز از گفتگو چون نیست وقت گفتگوی

چون عیان بنمود رخ دیگر ز برهان دم مزن

چون یقین آمد رها کن قصه شک و گمان

بیش از این در پیش بینایان ز کوران دم مزن

قصه کوران به پیش مردم بینا مگوی

از خیالات و ظنون اهل یونان دم مزن

علم بی دینان رها کن جهل حکمت را مجوی

پیش دریای حیات از آب حیوان دم مزن

آب حیوان را گر انسانی به حیوان کن رها

مغربی"گر عارفی از وصل و هجران دم مزن

وصل هجران نیست الا وصف خاص عاشقان
 

 
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در چهارشنبه بیستم مهر 1384 ساعت 22:29 |

سنگ صبور .......

آتش پنهان

گرمي آتش خورشيد فسرد
مهرگان زد به جهان رنگ دگر
پنجه خسته اين چنگي پير
ره ديگر زد و آهنگ دگر
زندگي مرده به بيراه زمان
كرده افسانه هستي كوتاه
جز به افسوس نمي خندد مهر
جز به اندوه نمي تابد ماه
باز در ديده غمگين سحر
روح بيمار طبيعت پيداست
باز در سردي لبخند غروب
رازها خفته ز ناكامي هاست
شاخه ها مضطرب از جنبش باد
در هم آويخته مي پرهيزند
برگها سوخته از بوسه مرگ
تك تك از شاخه فرو ميريزند
مي كند باد خزاني خاموش
شعله سركش تابستان را
دست مرگ است و ز پا ننشيند
تا به يغما نبرد بستان را
دلم از نام خزان مي لرزد
زانكه من زاده تابستانم
شعر من آتش پنهان من است
روز و شب شعله كشد در جانم
مي رسد سردي پاييز حيات
تاب اين سيل بلاخيز نيست
غنچه ام نشكفته به كام
طاقت سيلي پاييزم نيست 

**********************

ديگر زمين تهي است

خوابم نمي ربود
نقش هزار گونه خيال از حيات و مرگ
در پيش چشم بود
شب در فضاي تار خود آرام ميگذشت
از راه دور بوسه سرد ستاره ها
مثل هميشه بدرقه ميكرد خواب را
در آسمان صاف
من در پي ستاره خود ميشتافتم
چشمان من به وسوسه خواب گرم شد
ناگاه بندهاي زمين در فضا گسيخت
در لحظه اي شگرف زمين از زمان گريخت
در زير بسترم
چاهي دهان گشود
چون سنگ در غبار و سياهي رها شدم
مي رفتم آنچنان كه زهم ميشكافتم
مردي گران به جان زمين اوفتاده بود
نبضش به تنگناي دل خاك ميتپيد
در خويش ميگداخت
از خويش مي گريخت
ميريخت مي گسست
مي كوفت مي شكافت
وز هر شكاف بوي نسيم غريب مرگ
در خانه ميشتافت
انگار خانه ها و گذرهاي شهر را
چندين هزار دست
غربال ميكنند
مردان و كودكان و زنان ميگريختند
گنجي كه اين گروه ز وحشت رميده را
با تيغ هاي آخته دنبال ميكنند
آن شب زمين پير
اين بندي گريخته از سرنوشت خويش
چندين هزار كودك در خواب ناز را
كوبيد و خاك كرد
چندين مادر زحمت كشيده را
در دم هلاك ك رد
مردان رنگ سوخته از رنج كار را
در موج خون كشيد
وز گونه شان تبسم و اميد را
با ضربه هاي سنگ و گل و خاك پاك كرد
در آن خرابه ها
 ديدم مادري به عزاي عزيز خويش
در خون نشسته
 در زير خشت و خاك
بيچاره بند بند وجودش شكسته بود
ديگر لبي كه با تو بگويد سخن نداشت
دستي كه درعزا بدرد پيرهن نداشت
زين پيش جاي جان كسي در زمين نبود
زيرا كه جان به عالم جان بال ميگشود
اما در اين بلا
جان نيز فرصتي كه برآيد ز تن نداشت
شب ها كه آن دقايق جانكاه مي رسد
در من نهيب زلزله بيدار مي شود
در زير سقف مضطرب خوابگاه خويش
با فر نفس تشنج خونين مرگ را
احساس ميكنم
آواز بغض و غصه و اندوه بي امان
ريزد به جان من
جز روح كودكان فرو مرده در غبار
تا بانگ صبح نيست كسي همزبان من
آن دست هاي كوچك و آن گونه هاي پاك
از گونه سپيده مان پاكتر كجاست
 آن چشمهاي روشن و آن خنده هاي مهر
از خنده بهار طربناك تر كجاست
آوخ زمين به ديده من بيگناه بود
آنجا هميشه زلزله ظلم بوده است
آنها هميشه زلزله از ظلم ديده اند
در زير تازيانه جور ستمگران
روزي هزار مرتبه در خون تپيده اند
آوار چهل و سيلي فقز است و خانه نيست
اين خشت هاي خام كه بر خاك چيده اند
ديگر زيمن تهي است
ديگر به روي دشت
آن كودك ناز
آن دختران شوخ
آن باغهاي سبز
آن لاله هاي سرخ
آن بره هاي مست
آن چهره هاي سوخته ز آفتاب نيست
تنها در آن ديار
ناقوس ناله هاست كه در مرگ زندگيست 
 

**********************

كوچ

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد
به كوه خواهد زد
به غار خواهد رفت
تو كودكانت را بر سينه مي فشاري گرم
و همسرت را چون كوليان خانه به دوش
ميان آتش و خون مي كشاني از دنبال
و پيش پاي تو از انفجارهاي مهيب
دهان دوزخ وحشت گشوده خواهد شد
و شهر ها همه در دود و شعله خواهد سوخت
و آشيان ها بر روي خاك خواهد ريخت
و آرزوها در زير خاك خواهد مرد
خيال نيست عزيزم
صداي تير بلند است و ناله هاي پيگير
و برق اسلحه خورشيد را خجل كرده ست
چگونه اين همه بيداد را نمي بيني
چگونه اين همه فرياد را نمي شنوي
صداي ضجه خونين كودك عدني است
و بانگ مرتعش مادر ويتنامي
كه در عزاي عزيزان خويش مي گريند
و چند روز دگر نيز نوبت من و تست
كه يا به ماتم فرزند خويش بنشينيم
و يا به كشتن فرزند خلق برخيزيم
و يا به كوه به جنگل به غار بگريزيم
پدر چگونه به نزد طبيب خواهي رفت
كه ديدگان تو تاريك و راه باريك است
تو يكقدم نتواني به اختيار گذاشت
تو يك وجب نتواني به اختيار گذاشت
كه سيل آهن در رها ها خروشان است
تو اي نخفته شب و روزي روي شانه اسب
به روزگار جواني به كوه و دره و دشت
تو اي بريده ره از لاي خار و خارا سنگ
كنون كنار خيابان در انتظار بسوز
درون آتش بغضي كه در گلو داري
كزين طرف نتواني به آن طرف رفتن
حريم موي سپيد ترا كه دارد پاس
كسي كه دست ترا يك قدم بگيرد نيست
و من كه مي دوم اندر پي تو خوشحالم
كه ديدگان تو در شهر بي ترحم ما
به روي مردم نامهربان نمي افتد
پدر به خانه بيا با ملال خويش بساز
اگر كه چشم تو بر روي زندگي بسته ست
چه غم كه گوش تو پيچ راديو باز است
هزار و ششصد و هفتاد و يك نفر امروز
به زير آتش خمپاره ها هلاك شدند
و چند دهكده دوست را هواپيما
 به جاي خانه دشمن گلوله باران كرد
گلوي خشك مرا بغض مي فشارد تنگ
و كودكان مرا لقمه در گلو مانده ست
كه چشم آنها با اشك مرد بيگانه ست
چه جاي گريه كه كشتار بي دريغ حريف
براي خاطر صلح است و حفظ آزادي
و هر گلوله كه بر سينه اي شرار افشاند
غنيمتي است كه دنيا بهشت خواهد شد
پدر غم تو مرا رنج ميدهد اما
غم بزرگتري مي كند هلاك مرا
بيا به خاك بلا ديده اي بينديشيم
 كه ناله مي چكد از برق تازيانه در او
به خانه هاي خراب
به كومه هاي خموش
به دشتهاي به آتش كشيده متروك
كه سوخت يكجا برگ و گل و جوانه در او
به خاك مزرعه هايي كه جاي گندم زرد
لهيب شعله سرخ
به چار سوي افق ميكشد زبانه در او
به چشمهاي گرسنه
 به دستهاي دراز
به نعش دهقان ميان شاليزار
 به زندگي كه فرو مرده جاودانه در او
بيا به حال بشر هاي هاي گريه كنيم
كه با برادر خود هم نمي تواند زيست
چنين خجسته وجودي كجا تواند ماند
چنين گسسته عناني كجا تواند رفت
صداي غرش تيري دهد جواب مرا
به كوه خواهد زد
به غار خواهد رفت
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد

 

**********************

اي بازگشته

 تنها نگاه بود و تبسم ميان ما
تنها نگاه بود و تبسم
اما نه
 گاهي كه از تب هيجان ها
بي تاب مي شديم
گاهي كه قلبهامان
مي كوفت سهمگين
گاهي كه سينه هامان
چون كوهره ميگداخت
دست تو بود و دست من اين دوستان پاك
كز شوق سر به دامن هم ميگذاشتند
وز اين پل بزرگ
پيوند دست ها
دلهاي ما به خلوت هم راه داشتند
يك بار نيز
يادت اگر باشد
وقتي تو راهي سفري بودي
يك لحظه واي تنها يك لحظه
سر روي شانه هاي هم آورديم
با هم گريستيم
تنها نگاه بود و تبسم ميان ما
ما پاك زيستيم
اي سركشيده از صدف سالهاي پيش
اي بازگشته از سفر خاطرات دور
آن روزهاي خوب

تو آفتاب بودي
بخشنده پاك گرم
من مرغ صبح بودم
مست و ترانه گو
اما در آن غروب كه از هم جدا شديم
شب را شناختيم
در جلگه غريب و غمآلود سرنوشت
زير سم سمند گريزان ماه و سال
چون باد تاختيم
در شعله شفق ها
غمگين گداختيم
جز ياد آن نگاه تبسم
مانند موج ريخت بهم هرچه ساختيم
ما پاك سوختيم
ما پاك باختيم
اي سركشيده از صدف سالهاي پيش
اي بازگشته اي خطا رفته
با من بگو حكايت خود تا بكوبمت
اكنون من و توايم و همان خنده و نگاه
آن شرم جاودانه
آن دست هاي گرم
آن قلبهاي پاك
وان رازهاي مهر كه بين من و تو بود
ماگرچه در كنار هم اينك نشسته ايم
بار ديگر به چهره همچشم بسته ايم
دوريم هر دو دور
 با آتش نهفته به دلهاي بيگناه
تا جاودان صبور
اي آتش شكفته اگر او دوباره رفت
در سينه كدام محبت بجويمت
اي جان غم گرفته بگو دور از آن نگاه
در چشمه كدام تبسم بشويمت

 

**********************

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

**********************

بيا ز سنگ بپرسيم

درون آينه ها درپي چه مي گردي ؟
 بيا ز سنگ بپرسيم
 كه از حكايت فرجام ما چه مي داند
بيا ز سنگ بپرسيم
زانكه غير از سنگ
كسي حكايت فرجام را نمي داند
هميشه از همه نزديك تر به ما سنگ است
 نگاه كن
نگاه ها همه سنگ است و قلب ها همه سنگ
 چه سنگباراني ! گيرم گريختي همه عمر
كجا پناه بري ؟
خانه خدا سنگ است
به قصه هاي غريبانه ام ببخشاييد
 كه من كه سنگ صبورم
 نه سنگم و نه صبور
دلي كه مي شود از غصه تنگ مي تركد
چه جاي دل كه درين خانه سنگ مي تركد
در آن مقام كه خون از گلوي ناي چكد
عجب نباشد اگر بغض چنگ مي تركد
 چنان درنگ به ما چيره شد كه سنگ شديم
دلم ازين همه سنگ و درنگ مي تركد
بيا ز سنگ بپرسيم
كه از حكايت فرجام ما چه مي داند
از آن كه عاقبت كار جام با سنگ است
بيا ز سنگ بپرسيم
 نه بي گمان همه در زير سنگ مي پوسيم
 و نامي از ما بر روي سنگ مي ماند ؟
درون آينه ها در پي چه مي گردي ؟

**********************

گلهاي پر پر فرياد

شبي كه پرشده بودم زغصه هاي غريب
به بال جان سفري تا گذشته ها كردم
چراغ ديده برافروختم به شعله اشك
دل گداخته را جام جان نما كردم
هزار پله فرا رفتم از حصار زمان
 هزار پنجره بر عمر رفته وا كردم
به شهر خاطره ها چون مسافران غريب
 گرفتم از همه كس دامن و رها كردم
 هزار آرزوي ناشكفته سوخته را
دوباره يافتم و شرح ماجرا كردم
هزار ياد گريزنده در سياهي را
دويدم از پي و افتادم و صدا كردم
هزار بار عزيزان رفته را از دور
سلام و بوسه فرستادم و صفا كردم
چه هاي هاي غريبانه كه سردادم
 چه ناله ها كه ز جان وجگر جدا كردم
يكي از آن همه يايران رفته بازنگشت
گره به باد زدم قصه با هوا كردم
طنين گمشده اي بود در هياهوي باد
به دست مننرسيده آنچه دستو پاكردم
 دريغ از آنهمه گلهاي پرپر فرياد
 كه گوشواره گوش كر قضا كردم
همين نصيبم ازين رهگذر كه در همه حال
 ترا كه جان مرا سوختي دعا كردم

**********************

 در ميان برگهاي زرد

تاب مي خورم
 تاب مي خورم
 مي روم به سوي مهر
 مي روم به سوي ماه
در كجا به دست كيست
بند گاهواره ام ؟
برگهاي زرد
 برگهاي زرد
 روي راهي از ازل كشيده تا ابد
مثل چشم هاي منتظر نگاه ميكنند
 در نگاهشان چگونه بنگرم
چگونه ننگرم ؟
از ميانشان چگونه بگذرم
 چگونه نگذرم ؟
بسته راه چاره ام
 از درون آينه
 چهرهاي شكسته خسته
 بانگ مي زند كه
وقت رفتن است
 چهره اي شكسته خسته
 از برون جواب مي دهد
نوبت من است؟
من در انتظار يك شاياره ام
 حرفهاي خويش را
 از تمام مردم جهان نهفته ام
 با درخت و چاه و چشمه هم نگفته ام
مثل قصه شنيده آه
نشنود كسي دوباره ام
اي كه بعد من درون گاهواره ات
سالهاي سال
مي روي به سوي مهر
مي روي به سوي ماه
يك درنگ
يك نگاه
روي راهي از ازل كشيده تا ابد
 در ميان برگهاي زرد
مي تپد به ياد تو هنوز
قلب پاره پاره ام

**********************

فرياد هاي سوخته

من با كدام دل به تماشا نشسته ام
آسوده
 مرگ آب و هوا و نبات را
مرگ حيات را ؟
من با كدام يارا
 در اين غبار سنگين
 مرگ پرندهها را خاموش مانده ام ؟
 در انهدام جنگل
 در انقراض دريا
در قتل عام ماهي
من با كدام مايه صبوري
فرياد برنداشته ام
آي!....؟
پيكار خير و شر
 كز بامداد روز نخستين
 آغاز گشته بود
در اين شب بلند به پايان رسيده است
 خير از زمين به عالم ديگر گريخته ست
وين خون گرم اوست كه هر جا كه بگذريم
 بر خاك ريخته ست
در تنگناي دلهره اينك
 خاموش و خشمگين به چه كاريم ؟
فرياد هاي سوخته مان را
 در غربت كدام بيابان
از سينه هاي خسته برآريم ؟
اي كودك نيامده ! اي آرزوي دور
 كي چهره مي نمايي؟
اي نور مبهمي كه نمي بينمت درست
كي پرده مي گشايي ؟
امروز دست گير كه فردا
 از دست رفته است
انسان خسته اي كه نجاتش به دست تست

**********************

برف شبانه

بي صدا شب تا سحر
ياران خود را خواند و گرد آورد
جا به جا
در راه ها
بر شاخه ها
بر بام گسترد
صبحگاهان
شهر سرتا پا سياه از تيرگي هاي گنهكاران
ناگهان چون نوعروسي در پرندين پوشش پاك سپيد تازه
سر بر كرد
شهر اينك دست نيروهاي نوراني است
در پس اين چهره تابنده
اما
باطني تاريك دودآلود ظلماني است
گر بخواهد خويشتن را زين پليدي هم بپيرايد
همتي بي حرف همچون برف مي بايد

**********************

آن سوي مرز بهت و حيرت

با برق اشكي در نگاه روشن خويش
 ما را گذر مي داد در احساس آهو
ما را خبر مي داد از بيداد صياد
 من اين ميان مجذوب شور و حالت او
از راز هر نفش
با ما سخن گفت و ما
زنجيريان برج افسوس
در ما نظر مي كرد و ما
 سرگشتگان شهر جادو
مي راندمان رندانه از آن پرده سرخ
ويرانه جنگ
رنگين به خون بي گناهان
مي خواند مان مستانه
با آرامش مهر
در آبي صبح صفاهان
مي بردمان از كوچه باغ دور تاريخ
همراه خيل دادخواهان
يكراست تا دربار كوروش شاه شاهان
شهنامه را در نقش هايي جاوداني
 از نو شنيديم
محمود را در پيشگاه شاعر توس
بر تخت ديديم
در هر قدم جانهاي ما شيداتر از پيش
در قلم احساس او نازكتر از مو
 از تار و پود نقش ها
موسيقي رنگ
مي زد به تار و پود ما چنگ
تالار مي رقصيد انگار
بر روي بال اين همه آواو آهنگ
گفتم كه اين رسام ماني است
 آورده نقشي تازه همچون نقش ارژنگ
آن سوي مرز بهت و حيرت
ما مات از پا مي نشستيم
در پيش آن اعجوبه ذوق و ظرافت
مي شكستبم
مبهوت آن همت هنر احساس نيرو
رسام بود و حاصل انديشه او
بيرون ازين هنگامه هاي رنگ و تصوير
پيوند تار و پود جان ها پيشه او
دنبال اين صياد دلها
همراه آهو
ما
با زبان بي زباني
 آفرين گو

**********************

سرود آبشار

مگر چشمان ساقي بشكند امشب خمارم را
مگر شويد شراب لطف او از دل غبارم را
بهشت عشق من در برگ ريز ياد ها گم شد
مگر از جام ميگيرم سراغ چشم يارم را
به گوشش بانگ شعر و اشك من نا آشنا آمد
به گوش سنگ ميخواندم سرود آبشارم را
به جام روزگارانش شراب عيش و عشرت ياد
كه من با ياد او از ياد بردم روزگارم را
پس از عمري هنوز اي جان به ياري زنده مي دارد
نسيم اشتياق من چراغ انتظارم را
خزان زندگي از پشت باغ جان من برگشت
كه ديد از چشم در لبخند شيرين بهارم را
من از لبخند او آموختم درسي كه نسپارم
به دست نا اميدي ها دل اميدوارم را
هنوز از برگ و بار عمر من يك غنچه نشكفته است
كه من در پاي او ميريزم اكنون برگ و بارم را

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه نوزدهم مهر 1384 ساعت 20:2 |

خوشه اشك
 

قفسي بايد ساخت
هرچه در دنيا گنجشك و قناري هست
با پرستوها
و كبوترها
همه را بايد يكجا به قفس انداخت
روزگاري است كه پرواز كبوترها
در فضا ممنوع است
كه چرا
به حريم جت ها خصمانه تجاوز شده است
روزگاري است كه خوبي خفته است
و بدي بيدار است
و هياهوي قناري ها
خواب جت ها را آشفته است
غزل حافظ را مي خواندم
مزرع سبز فلك ديدم و داس مه نو
تا به آنجا كه وصيت مي كرد
گر روي پاك و مجرد چو مسيحا به فلك
از فروغ تو به خورشيد رسد صد پرتو
دلم از نام مسيحا لرزيد
از پس پرده اشك
من مسيحا را بالاي صليبش ديدم
با سرخم شده بر سينه كه باز
به نكو كاري پاكي خوبي
عشق مي ورزيد
و پسر هايش را
كه چه سان پاك و مجرد به فلك تاخته اند
و چه آتش ها هر گوشه به پا ساخته اند
و برادرها را خانه برانداخته اند
دود در مزرعه سبز فلك جاري است
تيغه نقره داس مه نو زنگاري است
و آنچه هنگام درو حاصل ماست
لعنت و نفرت و بيزاري است
روزگاري است كه خوبي خفته است
و بدي بيدار است
و غزل هاي قناري ها
خواب جت ها را آشفته است
غزل حافظ را مي بندم
از پس پرده اشك
خيره در مزرعه خشك فلك مي نگرم
مي بينم
در دل شعله و دود
مي شود خوشه پروين خاموش
پيش خود مي گويم
عهد خودرايي و خود كامي است
عصر خون آشامي است
كه درخشنده تر از خوشه پروين سپهر
خوشه اشك يتيمان ويتنامي است.

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه نوزدهم مهر 1384 ساعت 16:51 |

جادوي بي اثر
 


پر كن پياله را
كاين آب آتشين
ديري است ره به حال خرابم نميبرد
اين جامها كه در پي هم ميشود تهي
درياي آتش است كه ريزم به كام خويش
گرداب مي ربايد و آبم نمي برد
من با سمند سركش و جادويي شراب
تا بيكران عالم پندار رفته ام
تا دشت پر ستاره انديشه هاي گرم
تا مرز ناشناخته مرگ و زندگي
تا كوچه باغ خاطره هاي گريزپا
تا شهر يادها
ديگر شراب هم
جز تا كنار بستر خوابم نميبرد
هان اي عقاب عشق
از اوج قله هاي مه آلود دور دست
پرواز كن به دشت غم انگيز عمر من
آنجا ببر مرا كه شرابم نمي برد
آن بي ستاره كه عقابم نميبرد
در راه زندگي
با اين همه تلاش و تمنا و تشنگي
با اينكه ناله مي كشم از دل كه : آب ‌آب
ديگر فريب هم به سرابم نمي برد
پر كن پياله را...

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه نوزدهم مهر 1384 ساعت 16:51 |

خوش به حال غنچه هاي نيمه باز ...

 فریدون مشیری در سال 1305 در تهران در خانواده ای اهل دل و آشنای شعر و ادب متولد شد.در رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه شروع به تحصیل نمود و پس از مدتی از ادامه آن انصراف داد.در همان سال ها دفتری از غزل های عاشقانه فراهم آورد.و به طور جدی تری وارد فعالیت های مطبوعاتی شد.سال ها عضو هیات تحریریه مجلات سخن،روشن فکر ، سپید و سیاه و ... بود.
وی به موسیقی علاقه چشم گیری داشت و با عضویت در شورای موسیقی و شعر رادیو در سال های 50- 1357 نقش بسزایی در غنی سازی برنامه های "گل های تازه" ایفا کرد.
شعر او در عین روانی و سادگی به نحو مرموزی فاخر و متعالی است.مضامین آثارش حوادثی است که برای همه کس می تواند رو ی دهد اما همه کس نمی توامد آن را شاعرانه بیان کند. و این به نحوی مشیری را به سعدی نزدیک می کند. به تعبیر سیمین بهبهانی :"نوشتن کلام ساده آسان است.سرودن شعر ساده اما دشوار و سخن فریدون مشیری شعر ساده است نه کلام ساده." صداقت کلمات او به گونه ای است که مخاطب آشنایی دیرینی با آن حس می کند.
شهرت او با "کوچه" میان مخاطب عام شاید تا حدی موجب اجحاف در حق دیگر شعرهای او و حتی خود شعر "کوچه" شده است.دیگر شعرهای ماندگاری که می بایست بیشتر شنیده و خوانده شوند.
فریدون مشیری در آبان ماه 79 پس از رنجی طولانی از بیماری سرطان،پس از سالها ساقی و مستانه بودن در عالم شعر،چشم از جهان فرو بست.

moshiri.jpg

 بوي باران بوي سبزه بوي خاك
شاخه هاي شسته باران خورده پاك
آسمان آبي و ابر سپيد
 برگهاي سبز بيد
عطر نرگس رقص باد
نغمه شوق پرستو هاي شاد
خلوت گرم كبوترهاي مست
 نرم نرمك مي رسد اينك بهار
خوش به حال روزگارا
 خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه هاي نيمه باز
 خوش به حال دختر ميخك كه مي خندد به ناز
 خوش به حال جام لبريز از شراب
 خوش به حال آفتاب
 اي دل من گرچه در اين روزگار
 جامه رنگين نمي پوشي به كام
باده رنگين نمي نوشي ز جام
 نقل و سبزه در ميان سفره نيست
 جامت از ان مي كه مي بايد تهي است
اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
 اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
 گر نكويي شيشه غم را به سنگ
 هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ
 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه نوزدهم مهر 1384 ساعت 16:27 |

گرد گلزار
      

                               
    

     گرد گلزار رخ توست غبار ریحان

                                  چو نگارین خط تذهیب به دیباچه قرآن

      ای لبت آیه رحمت نفست نقطه ریحان

                                آن چه فال است وزنخدان درسر زلف پریشان

   که دل اهل نظر بود چه سری ست خدایا

                              عمر بی دوست ندامت شد و با دوست غرامت

  سروجان و زرو جام همه گور به سلامت

                             عشق درویشی و انگشت نمایی و ملامت

   همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی....!

                           همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی......!   

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه هفدهم مهر 1384 ساعت 20:54 |

گاهی نگاهی .. !! ؟
 

 

گاهی نگاهی

                                                                                       

من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که میبینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشته بگذاریم

ببینیم آسمان در هر کجا

آیا همین رنگ است.

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه هفدهم مهر 1384 ساعت 20:49 |

اووووووووووووووووووو اینجا رو ....

ASHEGH PISHE

هيچ وقت واسه كسی گريه نكن

چون هيچ كس ارزش اشك تو رو نداره

 اونيم كه داره طاقت ديدن اشك تو رو نداره

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه هفدهم مهر 1384 ساعت 20:45 |

به قولی ....

 

کمک کن که از عشق ترانه بسازم

هزار باره دیگه به تو دل ببازم

غمت رو به دست فراموشی بسپار

بگو نازنینم خوابی یا بیدار

منو با یه بوسه ببر تا ستاره

بمونو یه لحظه نگام کن دوباره

تو چشمهای نازت یه دنیا امیدِ

منو با یه بوسه ببر تا سپیده

منو با یه بوسه ببر تا ستاره

یه شب زیر بارون سدام کن دوباره

بزار جون بگیرم از هرم نفسهات

طلوعی به پا کن با آتیش دستات ...  

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه هفدهم مهر 1384 ساعت 20:37 |

............... !!!

زنداني چشم سخت است

 

هنگامي كه يار مرا از ديدنش محروم ساخت فرياد سر دادم بيگناهم

 

 اخر تنها گناهم عشق پاكم بود ولي ايا عاشق شدن گناه است؟

 

چشمهايم به اتهام اين گناه زنداني گشت التماس يار كردم

 

وز او پرسيدم هيچ داني غم دوري يار ؟

 

او خنديد

 

چشم هاي گشته زنداني من تشنه ي ديدار يك لحظه يار بود

 

 اما او امروز و فردا مي كرد فرداها امروز شد امروز ماهها شد

 

تا اينكه فهميدم

 

حكم نا عادلانه دل او مجازات عشقم را حبس ابد چشمهايم اعلام ساخت...!؟

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه هفدهم مهر 1384 ساعت 14:56 |

سلام . من اومدم با یه نیمه جون تازه ...
من اومدم با یه نیمه جون تازه ...

سلام .

حرف زیاد دارم باهاتون .. می خوام تا آخرش بشینین پای حرفام .. منو تنها نزارین ... که دوباره می رم تو حالت دبرسی .. آقا نظراتون خیلی باهاله .. ولی یه خورده وقتشو بیشتر کنین ........

***************************

ماه مبارک رمضان

ماه مبارک رمضان را به همه ی شما بینندگان تبریک می گم ! خدا وکیلی اگر روزه می گیری نظر بده اگر هم نمی گیری تو نظر سنجی شرکت کن اگر هم دوست داشتی هر دو !

عجایب :

جورج بوش و همسرش فرا رسيدن ماه مبارك رمضان را به مسلمانان آمريكا و جهان تبريك گفتند.

به گزارش ايسنا به نقل از روزنامه‌ «الشرق الاوسط» ـ چاپ لندن ـ جورج بوش، رئيس‌جمهور آمريكا اظهار داشت كه مسلمانان آمريكا به دولت اين كشور كمك كرده‌اند تا قدرتمند باشد.

وي با بيان اينكه ماه رمضان، ماه نزول قرآن بر حضرت محمد (ص)، مقدس‌ترين ماه در تقويم كشورهاي اسلامي است و در آن انسان مشكلات انسان‌هاي بينوا و محتاج را به ياد مي‌آورد، گفت: آمريكا در طول تاريخش از كمك‌هاي مردم اديان مختلف از جمله طرفداران دين اسلام بهره‌مند بوده است و اميدواريم ماه رمضان براي همه مسلمانان آمريكا و جهان مبارك باشد.

منبع : سایت بازتاب

***************************

مانور ضد اغتشاش یگان ویژه

سلام بینندگان عزیز . دیروز یک عکس گذاشتم و امروز تازه فهمیدم چی بود و بقیه اش را پیدا کردم ! ظاهرا مانور ضد اغتشاش یگان ویژه ی پلیس در پارک پلیس در منطقه ی تهرانپارس بود ! این هم از تصاویر آن :

راهنمایی : اگر موفق به دیدن هر کدام از عکس ها نشدید روز آن رایت (راست) کلیک کنید و show picture را بزنید!

***************************

اینم از ورزش بانوان کشور

نظر یادتون نره ...

***************************

اتصال به اینترنت بدون نیاز به Username و Password

شرکت ایرانی دیگر دست به اقدام جالبی مبنی بر استفاده آسان از اینترنت و بدون نیاز به نام

کاربری و رمز عبور نموده که همین الان هم پس خواندن این مطلب میتونید از این سرویس استفاده
کنید. اطلاعات بیشتر رو از زبان مسئولین شرکت افرانت بخوانید:
 

با استفاده از این سرویس که برای اولین بار در ایران توسط  افرانت ارائه می‌شود کاربران 

می‌توانند تنها با گرفتن یکی از شماره تلفن‌های 9092303435 یا 9092303334 به شبکه

متصل شده و  استفاده از اینترنت را بلافاصله آغاز نمایند. مزایای این سرویس جدید  

اینترنتی علاوه بر موارد فوق الذکر عبارتند از :

  •  پرداخت هزینه پس از استفاده و به میزان مصرف

  • پرداخت از طریق قبض تلفن مخابرات هر دو ماه یکبار

  • عدم نیاز به پیش پرداخت                                                  

  • عدم نیاز به شماره کاربری و رمز عبور                        

  • عدم نیاز به خرید کارت

  • عدم نیاز به عقد قرارداد

  • عدم نیاز به نصب نرم افزار جدید

  • قابل استفاده برای کلیه کاربران سازمانی، شرکتی و خانگی در هر زمان و از هر مکان

       ضمناَ هزینه استفاده از این سرویس بازای هر ساعت 300 تومان میباشدکه برروی

       قبض تلفن مصرف کننده محاسبه میشود

 


 

***************************

نرم افزاری کوچک برای شماره گیری با کامپیوتر

نرم افزاری كمكي و بسیار کوچک براي ويندوز شماست که امکان تبدیل کامپیوتر شما را به یک تلفن برای شماره گیری می دهد . این نرم افزار برای اجرا تنها به یک Voice Modem و یک Headset نیاز دارد تا بتواند تماسهای های شما را به آسانی بر قرار سازد .این محصول شرکت NCH می تواند به طور خودکار لیستی از شماره هایی که شما به نرم افزار داده اید را برایتان پشت سر هم و به سرعت شماره گیری کند , دارا بودن دفترچه تلفن با ویژگی ثبت نامحدود شماره ها و نیاز نداشتن به هیچ نوع تنظیم خاصی پس از نصب برنامه از ویژگی های دیگر این محصول است .

 

دانلود

 

***************************

Microsoft Graphing Calculator

 

بالاخره مایکروسافت هم به فکر دانش آموزان افتاد، دانش آموزان گرامی میتونند با ساتفاده از این برنامه کلیه محاسبات خودشون رو در محیط کاملا گرافیکی انجام بدن

(اگه میخواهید از این برنامه استفاده کنید باید نرم افزار NET framwork 1.1.

 را بر روی کامپیوتر خودتون داشته باشید و اگر ندارید به سایت مایکروسافت مراجعه کنید و این نرم افزار را در آن سایت جستجو کنید)

حجم :۴.۲مگابایت

password:VDOWN

دانلود

 

***************************

McAfee VirusScan v10.0.25 Retail

آنتی ویروس قدرتمند مک آفی و ورژن جدید با امکانات تازه و قابل آپ دیت...

حجم : 10.34 مگابایت

 دانلود 

آقا سریتر دانلود کن تا لینکش نپریده .. این دفه چندمه که لینک تازه این نرم افزار رو میزارم .. بهترین آنتی ویروسه .. من که ازش رازیم ..

***************************

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی...

***************************

***************************

یه تبریک دوباره .. !!!

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان ماه میهمانی خدا ماه خود سازی رو به همه ی دوستانم تبریک میگم

امیدوارم نماز و روزهاتون مورد قبول خدا قرار بگیره

سر سفره ی سحر و افطار مارو از دعای خیرتون بی نصیب نگذارید

در پناه حق....

می می جونم یادت نره واسه منم دعا کنی ۰۰۰

***************************

عشق بيماري است كه ميكروب آن خنده و ويروس آن نگاه و پني سيلين آن بوسه

و آنتي بيوتيك آن ازدواج است.

***************************

چقدر آرزو داشتم ديگران حرف هايم را بفهمند 
 

و چقدر دوست داشتم نگاه خيس مرا درک کنند

چقدر دلم مي خواست يک نفر به من بگويد

چرا لبخند هاي تو انقدر بي رنگ است

اما کسي نبود هميشه من بودم و

من و تنهايي و

آن دفتر شعرم ...

***************************

چه زِِیبا و دل انگیز است پاییز، دل عاشق خوش است به این پاییزها تا بلکه صدای پای عشق را بشنود،

 

می دانید وقتی می اید برگها همه فریاد می زنند، نمی دانم انها از چه فریاد می زنند؛ از درد یا از شادی.

 

می دانم که دلم پشت پنجره ی غربت تنها نشسته است، به دور دستها می نگرد،انچنان می نگرد که گویی

 

چشمهایش را به انجا دوخته اند، گاهگاهی لبخندی بر لب می اورد؛ به گمانم خاطره ی شیرینی به یادش

 

می اید،اما خیلی زود همچون حبابی روی اب محو می شود. دل من فقط او را می خواهد تا دستان پرمهرش

 

را لمس کند، تا اغوش غبارالوده اش را بغل کند، تا بدان چشمان چشمه ی محبت خیره شودو فریاد بزند

 

دوستت دارم ای همه بودنم!وپاییز و مهر را دوست دارم به احترام تولد عشقمان در مهر ۸۳

                      

          توی این ۱۲ماه خیلی اذیتت کردم ، ممنون که تحملم کردی عزیزم .

                                    

 

 

***************************

خدایا .کمکم کن .همون جوری باشم که می می جونم ازم می خواد باشم  ...

خدایا کمکم کن می می عزیزم هیچ وقت از دستم ناراحت نشه...

 

***************************

 

برای شکستن دل يه لحظه وقت کافيه...

اما برای اينکه از دلش در بياری شايد هيچ وقت فرصت پيدا نکنی..

می شه بعضی هارو مثل اشک از چشمات بندازی..اما نميتونی

جلوی اشکی رو بگيری که با رفتن بعضی ها از چشمات جاری

می شه

هميشه غمگين ترين و رنج اور ترين لحظات زندگی ادم توسط

همون کسی ساخته می شه که شيرين ترين و به ياد موندنی ترين

لحظات رو برای ادم ساخته...

 

***************************

 

 

افسوس...
آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم        
آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم
و بعد...
برای آنچه از دست رفته آه میکشیم

 

***************************

دنبال کسی نگرد که بتوانی با او زندگی کنی
دنبال کسی بگرد که نتوانی لحظه اي بدون اون زندگی کنی

***************************

سر گرمیه تو شده

بازی با این دل غمگینو خستم

یادت نمیاد اون همه قول و قرارایی که با تو بستم

با این همه ظلم

تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم

نشکن دلمو

به خدا آهم میگیره دامن تو عاقبت یه روز

نگو بیخبری

نگو نمیدونی دلم پر از یه  نفرینه سینه سوز

نگو بی خبری

نگو نمیدونی وقتی که نیستی  گریه شده کار این دل عاشق شب و روز

نشکن دلمو

به خدا آهم میگیره دامن تو عاقبت یه روز

***************************

خودمو گول میزدم توی دو رنگی

              نمیخواستم ببینم دل سنگی

                 میدیدم داشتی یواش یواش میرفتی

                      اما خواستم خوش باشی توی زرنگی 

    هی میگفتم دل خوش فردا میمونم

                  واسه خوندن تو بودی تنها بهونم

                        هی میگفتم  به خودم همش خیاله

                            همه این حرفا یه شوخیه میدونم

   تو چشات برقی نبود مثل گذشته

                   تازه فهمیدم از این حرفا گذشته

                        من همونیم که بودم

                            تو داری عوض میشی...

***************************

ديروز که فرياد زدي دوستت دارم

                             گفتم نمي‌شنوم لطفا بلندتر!!

 و امروز که به آرامي گفتي دوستت ندارم

                                      گفتم هيس چرا داد مي‌زني؟!!!

***************************

اگر آدمي زندگي را دوست مي داشت هرگز درابتداي تولد نمي گريست

 

***************************

چی میشه منو تو یک شب ببری به زیر بارون

 

                                  حتی به قیمت مرگ عزت و آبرومون

***************************

مرگ از زندگی پرسید: چه چیزی باعث میشه که تو اینقدر زیبا باشی

و من اینقدر زشت؟ !!!

 

زندگی پاسخ داد: دروغ هایی که در من وجود داره و حقیقتی که در

تو وجود داره

***************************

می می عزیزم :

گناه دوری ات نیست !!!

من وقتی که بودی هم دلم برایت تنگ می شد..

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در جمعه پانزدهم مهر 1384 ساعت 16:58 |


http://stellargraffiti.com/Thetis.jpg
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه پنجم مهر 1384 ساعت 22:56 |

NetSupport School

 

 

این برنامه برای کسایی کارایی داره که مثل من تو کار آموزش هستند.با این برنامه میتونید سیستم های شاگردهاتون رو کنترل کنید ، روی سیستم اونها برنامه اجرا کنید. این برنامه در دو حالت نصب میشه که موقع نصب باید حتما توجه کنید یک قسمت نصب معلم هست که روی سیستم خودتون نصب میکنید و قسمت دیگرش نصب برای شاگردها هستش.

  ۱۲.۶۷ مگابایت
 Serial :
license: TAKDOWNLOAD
Serial: NSM512589
Max Clients: 999999
Auth Code: 4CBF64F7
Download

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه پنجم مهر 1384 ساعت 11:42 |

Joomla CMS (Jomleh) 1.0.1

اینم یک سیستم مدیریت محتوای کامل و با ارزش که تا قبل از این با نام جوملا (همان جمله فارسی) معروف بوده که هم اکنون توسط تیم جمله در ایران فارسی شده. جا دارد تا تشكر ويژه اي از نويد رئيسي و دانيال طاهر زاده و محسن فيروزمندان داشته باشيم .

منبع: http://www.jomleh.com


 1.8 مگابایت
 Download

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه پنجم مهر 1384 ساعت 11:28 |

ITC Channel
یک خبر جالب دارم که حتما خوشحال خواهید شد .
فکر کنم  همگی کانال ماهواره ای ITC را می شناسید . خوب ٬ این کانال که شاهکاری از طرف آقای خسرو مترجمی ( که واقعا یکی از افتخارات ملت ایران هستند ) می باشد . که دوباره شروع به فعالیت کرده اند . به زودی همکاری ما و ITC را خواهید دید .
 
 
مشخصات ITC روی HotBird 6 :
 
TransPonder :     155
Down Link Freq : 11604
Polarization :         H
Symbol Rate : 27500
FEC :      5.6
 
اولین شبکه ی جهانی Computer و آموزشی ٬ بر روی پر قدرت ترین فرکانس ماهواره ای HotBird .
 
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه پنجم مهر 1384 ساعت 11:27 |

McAfee All In 1
یک پکیج کامل از شرکت بزرگ مک آفی که طرفداران خاص خودش از جمله من رو داره مخصوصا فایروالش که واقعا قوی هست . دوست عزیزمون آقا رضا که در فروم فعالیت میکنند لطف کردند و این مجموعه رو برای ما آپلود کردند . این پک شامل SpamKiller , Virus Scan , FireWall , QuickScan و Privacy Service هستش که از لینک زیر میتونید دریافتش کنید .

 



 

 لینک دانلود فایل ( غیر مستقیم از مگاآپلود و معمولی ) | لینک دانلود فایل ( غیر مستقیم از مگاآپلود و برای دوستان داخل ایران ) | حجم : ۱۱۷ مگابایت
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه پنجم مهر 1384 ساعت 11:24 |

آنتی ویروس قدرتمند مک آفی و ورژن جدید با امکانات تازه و قابل آپ دیت...

آقا زود دانلود کن تا لینک دانلودش نپریده .. هیییییی از دستش ندین.

حجم : 10.34 مگابایت
password : www.appzplanet.com
program is full
Download

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه دوم مهر 1384 ساعت 23:19 |

ههههههههههههههه !!!!؟

نرم افزاری برای ضبط تصاوير وبکم در ياهو

با اين  نرم افزار می تونين وقتی از يه نفر وب گرفتين تصويرش رو ضبط کنين

DOWNLOAD

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه دوم مهر 1384 ساعت 22:44 |

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه دوم مهر 1384 ساعت 22:35 |

می رسد روزی که ...

با تو مي توان بر بال عشق بود...

با تو مي توان با زندگي ماند...

با تو مي توان به آسمان رفت...

با تو مي توان بزرگتر از دريا بود...

با تو مي توان سبزتر از جنگل بود...

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه دوم مهر 1384 ساعت 16:9 |

Macromedia Dreamweaver MX 2004
به کمک ابن برنامه میتونید صفحات وب برای خودتون و سایت و وبلاگتون درست کنید. البته کار باهاش در مقایسه با front page یکم سخته.



لینک دانلود فایل | حجم فایل: ۹۸.۲ مگابایت
سریال :WPD700-58202-88194-29915 یا WSW600-03579-37260-92763

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه دوم مهر 1384 ساعت 10:48 |

Dreamweaver 8 beta 2
آخرین نسخه این برنامه قوی برای ساختن صفحات وب.


لینک دانلود فایل (غیر مستقیم) | حجم فایل: ۵۶.۴۶ مگابایت
سریال : WPD800-80636-87232-72466
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه دوم مهر 1384 ساعت 10:46 |

Satellite Antenna Alignment 2.3
اگر شما هم یک عدد دیش ماهواره دارید و میخواید اون رو روی ماهواره دلخواه خودتون تنظیم کنید میتونید از این برنامه کمک بگیرید.


لینک دانلود فایل |حجم فایل: ۷۰۰ کیلوبایت
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه دوم مهر 1384 ساعت 10:42 |

اینهم آخرین ورژن از مرورگر وب اپرا که  به معروفترین مرورگر وب مشهور بود و فکر نمیکنم اصلا نیاز به تعریف داشته باشه  . خیلی ها یوزر این برنامه هستند . منم تموم محصولاتش رو براتون گذاشتم که حالشو ببرید .

 لینک دانلود نسخه ویندوز | حجم فایل : ۳.۸ مگابایت
 لینک دانلود نسخه مکینتاش | حجم فایل : ۵.۷ مگابایت
 لینک دانلود نسخه لینوکس | حجم فایل : بستگی به نوع لینوکستون داره
 لینک دانلود نسخه پی دی ای و موبایل | حجم فایل : بستگی به نوع موبایل داره
 سریال :

سريال براي نسخه ويندوز :
w-C7NCQ-6MvYK-5DsQN-EBLky-kkTnR
يا
w-Fvsiz-K5jAe-nKhcm-6EuvN-YCwpA

سريال براي نسخه لينوكس :
u-Cx6Ri-kCFBp-h5WPt-spf6E-UuUjn
يا
u-tYSec-utRAv-8T8Fs-B8tWH-bFiAb

سريال براي نسخه مكينتاش :
m-n6Kvx-3Dy3d-Yw8rt-ijXXF-f84Fw
يا
m-amM3V-JWnBD-P6mWS-nvRvu-BCdJM

سريال براي نسخه موبايل :
e-3zQzk-WXuCt-Eu46s-rM4wn-bueei
يا
e-ueH7N-WFemJ-UWfdE-W7mjv-dpuUc

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه دوم مهر 1384 ساعت 10:41 |

Ace Translator 4.0

با استفاده از این برنامه شما میتونین یه متن رو به چند زبان ترجمه کنید.کار بااین برنامه آسونه شما فقط متن خودتون رو تو تکس باکس اول می نویسیدوبعد برنامه همین متن رو به همون زبانی که انتخاب کریدن ترجمه میکنه.


 

 


 

 لینک دانلود برنامه | حجم : ۷۴۷.۷ کیلوبایت
 کرک

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه دوم مهر 1384 ساعت 10:19 |

برو بچ موزیک زمینه وبلاگ رو عوض کردم .. حتما گوش کنید ..

نام آهنگ : باور ریزش برگ

---------------------

راستی این برفها رو هم که دارید می بینید ..

اشتباه نکنید هنوز پائیزش نیومده . یعنی داره میاد. چه برسه به زمستون ..

مال سردی بیش از حد آدماست ..

آره. البته بعضی از آدما .. خیلی سردن.

سرماشون کُشنده هست.

مواظب این دسته از آدما باشین.

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در جمعه یکم مهر 1384 ساعت 1:14 |

در سرزمین من, در تمام روز, پنجره ها همه بی اعتنا به آفتاب, باز و بسته میشوند و صبح ها فریاد دستفروشان دوره گرد بر سر حراج آفتاب, نفس را در کوچه و خیابان بند میآورد ...

 شاید (حتما) کسی, جایی, مشتی باران را به هوا پاشیده است, کسی چه میداند که حالا آفتاب شهر گداخانه ام چنین بارور از طراوت است و محبوبه ی شهر شب گوشه ی ابوانکم پر از غنچه.

 ---------------------------------

هدیه ی من برای تو هیچ نیست,

مگر گل های رخشان و برگ های غمگین واژه هایم

من از آن روزهایم هستم, واژه هایی که از آن توست.

 ---------------------------------

سراسر زمستان را بر درگاهم

تا صدای بال هایت,

بر قوس تیراژه ها بشکفد

---------------------------------

بدرود اخرین کلام

بدرود آخرین لبخند

بدرود هستی خاکستری

سلام عشق مصلوب

بر کتیبه ی تنهایی

 ---------------------------------

 

 اشک های من

به آسمان نی رسند ...

 

چه کسی مرا

در اتقی تاریک

زندانی کرده است؟

 

دل من

در هوای پیکر برهنه ی خاک است

 

من تنهایم

 

گهگاهی,

پرنده ای می آید پشت پنجره ام

 ---------------------------------

 تمام تو را در خودم خواهم سرود آنگاهی که شاپرکها به من بباورانند,

زحمت با زخم  داغ شقایش کوچه رویایم تفاوتی نیست,

آیا دیگر باری می توانم رد پاهای خیسم را در کوچ قلبت نقاشی کنم؟

 

خداحافظ تا ...

 

 ---------------------------------

بشمار

دوباره بشمار

دیروز امروز فردا

ترس چرا ؟

تثلیث زمان را به صلیب ابدیت آویز !

 

 ---------------------------------

 

 

 ---------------------------------

 

 این آهنگ رو پابلیش کردم .. دوست داشتید دانلود کنید.

 

 به یکدیگر عشق بورزید اما عشق را به بند نکشانید !

بگذارید میان با هم بودنتان قضایی و فاصله ای باشد.

با یکدیگر باشید, بخوانید و بخندید و شادمان باشید,

اما بگذارید هر یک از شما تنها باشد

                      کنار هم بمانید اما نه چسبیده به هم ! 

 

 ---------------------------------

حالا به جایی رسیدم که دیگه ... هیچ احساسی ندارم !!؟

پاییز هم برام دیگه جالب نیست ...

                                       اینم از تکرارم برام تکراری تر بنظر می رسه ...

با اینکه سالها عاشق و شیفته این فصل بودم ...

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در جمعه یکم مهر 1384 ساعت 1:7 |

>