تبليغاتX
متدین واقعی به هیچ مذهبی, به هیچ ملتی, به هیچ نژادی و به هیچ رنگی تعلق ندارد. به کل انسانیت تعلق دارد. همه ملتها مال او هستند
ســـیــــنــــه ســـــرخ
ســـیــــنــــه ســـــرخ
یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور ...
انتظار. انتظار. انتظار....

 

هر روز انتظار ، انتظار . انتظار کسی که تو را فراموش کرده است. چه بيهوده است نگاه

 کردن به درهايی که برای هميشه بسته می مانند. چه بيهوده است ،نگاه کردن در آئينه

  هايی که صادق نيستند. به چشمهای خودت هم شک می کنی . دلت را بر می داری و کوچ  می کنی.

 به قربانگاه می رسی. خودت هستی و خودت. قربانی می شوی ، به دستان خودت. عشق را زنده می کنی. و در تنهايي هايت غرق می شوی. چه خون سياهی ! چه  خون سياهی!.......

   دردت را به هيچکس مگو.هرگز به روی کسی لبخند مزن. با کسی نه بگو ، نه بشنو.

  سکوت کن ، سکوت. رازت را فاش مکن. مبادا دلت هم از رازت با خبر شود. تنها باش ،

تنهای تنها. و همه را دوست بدار. واين را هرگز در گوش کسی هم نجوا مکن.

به حرفهايم خوب گوش بده. راز اين است: تنها باش و عاشق !.

 

بگذار در تنهايی ات همه جای بگيرند. دوست و دشمن، منافق و موافق ، خشک و تر ، او و آنها. در را به روی کسی مبند بگذار همه در تنهايی ات شريک باشند. تنهايی ات را که در آن عاشق به قربانگاه رفت و عشق از آسمان نازل شد. عشق وقتی بر تو نازل می شود  که خودت را در پای خودت قربانی کنی. عاشق را تنها يک چيز از پای در می  آورد :

 

انتظار ، انتظار، انتظار......

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384 ساعت 23:24 |

از فروغ ....

امشب از آسمان ديده تو

روي شعرم ستاره مي بارد      

در سكوت سپيد كاغذها

پنجه هايم جرقه مي كارد 

 

شعر ديوانه تب الودم

            شرمگين از شيار خواهش ها

                                      پيكرش را دوباره مي سوزد

                                                    عطش جاودان اتش ها

 

 آري ، آغاز دوست داشتن است

              گر چه پايان راه نا پيداست

                              من به پايان دگر نينديشم

                                          كه همين دوست داشتن زيباست

 

از سياهي چرا حذر كردن

             شب پُر از قطره هاي الماس است

                                آنچه از شب به جاي مي ماند

                                                  عطر سكر اور گل ياس است

 

آه، بگذار گم شوم در تو

كس نيابد ز من نشانه من

روح سوزان آه مرطوب    

بِوزَد بر تن ترانه من

 

آه، بگذار زين دريچه باز

خفته در پرنيان رويا ها

با پر روشني سفر گيرم 

بگذرم از حصار دنياها

 

 

 

داني از زندگي چه مي خواهم

              من تو باشم، تو، پاي تا سر تو

زندگي گر هزار باره بود 

بار ديگر تو ، بار ديگر تو

 

انچه در من نهفته درياييست

                    كي توان نهفتنم باشد

                                با تو زين سهمگين طوفاني

                                                 كاش ياراي گفتنم باشد

 

بس كه لبريزم از تو، مي خواهم

                      بدوم در ميان صحراها

                               سر بكوبم به سنگ كوهستان

                                                     تن بكوبم به موج درياها

 

بس كه لبريزم از تو، مي خواهم

                 چون غباري ز خود فرو ريزم

                                    زير پاي تو سر نهم ارام

                                                     به سبك سايه تو اويزم

اري ، اغاز دوست داشتن است

                     گر چه پايان راه نا پيداست

                                   من به پايان دگر نينديشم

                                           كه همين دوست داشتن زيباست!...

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه سی و یکم شهریور 1384 ساعت 23:14 |

اگر تنهاترین تنهایان شوم ..

اگر تنهاترین تنهایان شوم .. باز هم خدا هست. او جانشین همه نداشتن های من است. اگر تمامی خلق گرگهای گرسنه شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم بارد باز هم تو مهربان جاودان آسیب نا پذیر من هستی. ای پناه گاه ابدی. تو می توانی جانشین همه بی پناهی ها شوی.

 

 

از استاد بزرگ :  دکتر علی شریعتی

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در چهارشنبه سی ام شهریور 1384 ساعت 16:54 |

اين هم يه شعر خيلی ناز و مامانی...واسه خودم و خودش...چون خيلی طولانيه قسمت قسمت اينجا ميذارمش..تا طولانيتر لذتشو ببريم!

يک سبد آرزوی کال


کاشکه يه روز با همديگه سوار قايق می شديم

دور از نگاه ادما هر دومون عاشق می شديم

کاش آسمون با وسعتش تو دستامون جا می گرفت

گلای سرخ دلمون کاش بوی دريا می گرفت

کاش تو هوای عاشقی ليلی و مجنون می شديم

باد که تو دريا می وزيد ما هم پريشون می شديم

کاش که يه ماهی قشنگ برای ما فال م يگرفت

برامون از فرشته ها امانتی بال می گرفت

با بال اون فرشته ها تو آسمون پر می زديم

به شهر بی ستاره ها به آرومی سر می زديم

شب که می شد امانت فرشته ها رو می داديم

ما مونو می بستيم و به ياد هم می افتاديم

--------------------------------

ولی آیا میشه ... آیا می تونیم از غرور هم کم کنیم .. آیا یکی کوتا می یاد و پا پیش می زاره تا حرف دلو بگه ...

من .. نه .. به اندازه کافی این کارو کردم .. دیگه بیشتر از این خودمو کوچیک می کنم .. حالا نوبت اونه .. اگه واقعا به سرنوشت اعتقاد داره !!!؟

اگه واقعا ...

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در چهارشنبه سی ام شهریور 1384 ساعت 15:55 |

قیمت یه معجزه چنده؟

پدرم میگه فقط یه معجزه می تونه اونو نجات بده،حالا ...

قیمت یه معجزه چنده؟

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384 ساعت 20:28 |

دکتر علی شریعتی

بزرگ مرد تاریخ ایران زمین .. متفکری که از زمان خود جلوتر بود.

 روحش شاد و راهش پاینده

 

Shariati.com Main Logo

 

با تشکر از : Just_4_u_eshgh

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384 ساعت 12:32 |

آموزش دانلود آفلاين رايگان از ماهواره با كارت رسيور يا DVB

قسمت اول :

اگه بدونين دانلود از ماهواره آن هم بصورت آفلاين و آن هم مفت و رايگان و آن هم با سرعتي فوق العاده زياد چه حالي به آدم ميده هيچ وقت از پاي كامپيوتر بلند نخواهيد شد .

اگه ميخواين بدونين چطوري ؟ مطلب زير را بخوانيد :

قبل از هرچيز شما به يك كارت دي وي بي يا همان كارت رسيور كه قابليت دريافت ديتا را دارد نياز داريد . قيمت اين كارت ها در بازار ايران از ۷۵۰۰۰ تومان شروع ميشه و برو بالا ... .

بعد از اينكه شما اين كارت را تهيه كرديد ديش ماهواره تان را به سمت ماهواره EutelsatW3 كه در 7 درجه شرقيه نشانه مي رويد . روي ترانسپوندر 11446  27500  VERTICAL رفته و اسكن كنيد . از ميان كانال هاي ديتا يافت شده كه علامت ديسكت سبز رنگ كنار آنها ديده مي شود كانال streaming را انتخاب کنید .

شما باید نرم افزار SKYNET  را هم دانلود كرده باشيد . اين نرم افزار را با جستجو در گوگل مي توانيد پيدا كنيد و به آساني دانلود كنيد كه حجم كمي هم دارد . بعد از دانلود كردن اين برنامه محتويات آن را در پوشه modules برنامه progdvb  که آخرین ورژن آن را مي توانيد از اینجا دانلود کنید بیاندازید . تکرار می کنم در داخل پوشه ای که گفتم نه جای دیگر چون در غیر اینصورت کار نخواهد کرد .

 

قسمت دوم :

در ادامه كار بعد از اينكه برنامه SKYNET را دانلود كرديد  محتويات آن را داخل پوشه modules در دايركتوري برنامه progdvb  بياندازيد . حال برنامه progdvb را اجرا كرده و از منوي services  گزينه skynet  را انتخاب كنيد. پس از چند لحظه پنجره تمام صفحه اي باز خواهد شد كه در سمت چپ آن خطوط رنگي مي بينيد كه مدام در حال تكان خوردن و حركت هستند . آنها همان نشانگر هاي دانلود شما هستند . يعني حالا شما واقعا در حال دانلود هستيد .

اكنون موقع حساس فرا رسيده است . شما بايد بدانيد در حقيقت چه دانلود مي كنيد . حالا دكمه G را از روي كيبرد بزنيد . خواهيد ديد كه پنجره بزرگ اسكاي نت به دو قسمت تبديل شده است . در سمت چپ همان خطوط را خواهيد ديد ولي سمت راست كمي فرق كرده است . شما اسم هايي را مي بينيد كه از بالاي صفحه تا پايين آن ادامه دارند . اينها در حقيقت پسوند هاي فايل هاي قابل دريافت هستند . مانند :  mpg. avi. rar. zip. و غيره ...

شما بادكمه هاي فلشي كيبرد مي توانيد روي آنها حركت كنيد . خواهيد ديد كه آنها داراي دو پرانتز باز و بسته مي باشند . براي انتخاب هر يك از فرمت هاي دلخواه براي دانلود با حركت دكمه هاي فلشي روي آن قرار گرفته و و به سمت چپ آن اسم حركت كنيد و دكمه + را فشار دهيد . براي لغو انتخاب آن دكمه - را فشار دهيد . حال روي اولين پرانتز از سمت چپ رفته و كليد + را براي انتخاب حداقل سايز دانلود بر حسب بايت فشار دهيد . در پرانتز سمت راست نيز با فشردن كليد + حداكثر سايز دلخواه را وارد كنيد . براي كم كردن سايز از كليد - استفاده كنيد .

سوال : حالا فايل هاي شما در كجاي هارد ذخيره مي شوند؟

پاسخ : بصورت پيش فرض در درايو G ذخيره مي شوند . براي اين منظور شما بايد پوشه اي به نام  inet در داخل اين درايو ايجاد كنيد . حال به داخل اين پوشه رفته و دوباره پوشه اي ديگر به نام temp ايجاد كنيد . فايل هاي دانلود شده نخست به داخل پوشه temp  رفته و پس از كامل شدن يك سطح بالا آمده و از داخل اين پوشه خارج شده و داخل پوشه inet قرار مي گيرند . شما حالا موفق شده ايد كه با سرعتي بيشتر از 350 كيلو بايت بر ثانيه آنهم بصورت سرعت واقعي و آفلاين و از همه مهمتر رايگان فايلها رو از اينترنت دانلود كنيد . تنها عيب اين كار اينه كه شما در مورد انتخاب فايل  دلخواه ابتكاري نداريد و فقط فايلهايي رو دانلود مي كنيد كه يك نفر ديگر درخواست كرده . ولي آنقدر گستردگي اين فايلها و تنوع آنها زياد است كه عملا هيچ احساس ناراحتي نخواهيد كرد. 

اميدوارم اين آموزش مورد استفاده شما قرار بگيرد . درصورتي كه نظربدين نحوه تغيير دادن مسير ذخيره پيش فرض فايل هاي دانلود شده را به هركجاي هارد كه بخواهيد را هم خواهم نوشت .

 نظرات شما گرمي بخش دل من و باعث ادامه دادن اين راه خواهد بود.

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384 ساعت 11:38 |

20 ترفند ويندوز و رجيستري !

   سلام
مقاله زير را حتما بخوانيد و حال کنيد :

تذکر
لطفا قبل از استفاده از این مطلب یک
back up از رجیستری بگیرید.
File=>export

-------------------------------------------------------------------------------------
برای شروع كار ابتدا در قسمت
Run اين دستور را وارد كنيد و كليد OK را كليك كنيد: Regedit
پس از تغيير دستور مورد نظر فقط پنجره
Registry Editor را ببنديد و كامپيوتر را Restart كنيد تا تغييرات اعمال شوند.حالا هر كدام از دستورات زير را كه دوست داريد ميتوانيد تغيير دهيد:

بدون Favorites :

اگر از در منوی خوشتان نمی آيد ميتوانيد آن را حذف كنيد.برای اين كار به زير كليد:

[HKEY_CURRENT_USERSoftwareMicrosoftWindowsCurrentVe rsionPoliciesExplore r]
رفته و يك مقدار به نام
NoFavoritesMenu بسازيد و به آن مقدار ۱ دهيد.

برداشتن RUN از منوی START :

به زير كليد زير برويد:
[HKEY_CURRENT_USERSoftwareMicrosoftWindowsCurrentVe rsionPoliciesExplore r]
و يك مقدار باينری به نام
NoRun بسازيد و به آن مقدار۰۱ بدهيد.


بدون جستجو:

اگر دوست نداريد كسی فايلی را در كامپيوتر شما جستجو كند , ميتوانيد Search را از منوی Start حذف كنيد.
برای اين كار به زير كليد زير برويد:
[HKEY_CURRENT_USERSoftwareMicrosoftWindowsCurrentVr esionPolisiesExplore r]
و يك مقدار DWORD به نام NoFind بسازيد و به آن مقدار1 بدهيد.بدين ترتيب حتی كليد های F3 وWindows+F نيز كار نخواهند كرد.

بدون جاسوس:
وقتی سندی را باز ميكنيد , ويندوز يك ميانبر برای آن فايل در My Do*****ents  در منوی Start قرار ميدهد.اين موضوع ميتواند به عنوان يك جاسوس بر ضد شما عمل كند.
برای حذف آن به زير كليد زير برويد:
[HKEY_CURRENT_USERSoftwareMicrosoftWindowsCurrentVr esionPolisiesExplore r]
و يك مقدار باينری به نام NoRecentDocsHistory بسازيد و به آن مقدار01 بدهيد.همچنين برای حذف آن از منوی ميتوانيد يك مقدار باينری به نام NoRecentDocsMenu بسازيد و به آن مقدار ۰۱ را بدهيد.

حذف Log Off :

برای حذف آن از منوی
Start بايد به زير كليد زير برويد:
[HKEY_CURRENT_USERSoftwareMicrosoftWindowsCurrentVr esionPolisiesExplore r]
و يك مقدار
DWORD به نام NoLogOff بسازيد و به آن مقدار ۱ بدهيد.


بدون انيميشن:

زمانی كه منويی را باز مينيد , ويندوز اين عمليات را در چند تصوير انجام ميدهد.كه اين موضوع بعضی اوقات خسته كننده ميشود.
برای غير فعال كردن اين موضوع , به زير كليد زير برويد:
[HKEY_CURRENT_USERControlPanelDesktopWindowsMetrics ]
و به مقدار رشته ای مقدار صفر را بدهيد.حالا به نظر ميرسد ويندوز سريعتر شده.



- مخفی كردن Device Manager :

به زير كليد زير برويد:
[HKEY_USERS.DEFAULTSoftwareWindowsCurrentVersionPol iciesSystem]
و يك مقدار DWORD به نام NoDevMgrPage بسازيد و به آن مقدار يك بدهيد.


- كاغذ ديواری ثابت(Wallpaper):

به زير كليد زير برويد:
[HKEY_USERS.DEFAULTSoftwareWindowsCurrentVersionPol iciesActiveDesktop]
و يك مقدار DWORD به نام NoChangingWallpaper بسازيد و به آن مقدار يك بدهيد.


- بدون كليك راست بر روی دسك تاپ:
به زير كليد زير برويد:
[HKEY_USERS.DEFAULTSoftwareWindowsCurrentVersionPol iciesExplorer]
و يك مقدار DWORD به نام NoViewContextMenu بسازيد و به آن مقدار يك بدهيد.

- بدون كليك راست بر روی نوار وظيفه:

به زير كليد زير برويد:
[HKEY_USERS.DEFAULTSoftwareWindowsCurrentVersionPol iciesExplorer]
و يك مقدار
DWORD به نام NoSetTaskbar بسازيد و به آن مقدار يك بدهيد.


- ويرايش يا حذف آخرين دستورات Run :
به زير كليد زير برويد:
[HKEY_CURRENT_USERSoftwareMicrosoftWindowsCurrentVe rsionExplorerRunMRU]
و هر تغييری را كه دوست داريد بدهيد.


- بدون كليك راست بر روی منوی Start :
به ۲ زير كليد زير برويد:
[HKEY_CLASSES_ROOTDirectoryshell]
[HKEY_CLASSES_ROOTFoldershell]

و نام زير كليد
Shell را به Shell.old تغيير دهيد.


- برداشتن علامت ميان بر از آيكون ها(فلش كوچك در سمت چپ در پايين آيكون):
به ۲زير كليد زير برويد:
[HKEY_CLASSES_ROOTInkfile]
[HKEY_CLASSES_ROOTpiffile]

و مقدار
IsShortcut را حذف كنيد.


- تغييرعنوان مرورگر اينترنت:

مرورگر
Internet Explorer به طور پيش فرض دارای عنوان Microsoft Internet Explorer است. برای تغيير آن به زير كليد زير برويد:ِ
[HKEY_CURRENT_USERSoftwareMicrosoftInternet ExplorerMain]
و يك مقدار رشتهای به نام
Window Title بسازيد و به آن هر عبارتی را كه دوست داريد بدهيد.


- بدون دسك تاپ:

به زير كليد زير برويد:
[HKEY_USERS_DEFAULTSoftwareMicrosoftWindowsCurrentV ersionPoliciesExplor er]
و يك مقدار باينری به نام NoDesktop بسازيد و به آن مقدار ۰۱ بدهيد.


- دسك تاپ غير فعال:

به زير كليد زير برويد:
[HKEY_CURRENT_USERSoftwareMicrosoftWindowsCurrentVe rsionPoliciesExplore r]
و يك مقدار
DWORD به نام NoActiveDesktop بسازيد و برای فعال كردن آن مقدار صفر و برای غير فعال كردن آن مقدار يك بدهيد.


پيغامی قبل از ورود به ويندوز:

اگر ميخواهيد هر بار كه ويندوز شروع به كار ميكند , پيغام هشدار , راهنمايی , خوش آمد گويی و ... را بدهد , به زير كليد زير برويد:
[HKEY_LOCAL_MACHINESoftwareMicrosoftWindowsCurrentV ersionWinlogon]
و دو مقدار رشته ای به نامهای
LegalNoticeCaption وLegalNoticeText بسازيد.به LegalNoticeCaption نام كادر پيغام و به LegalNoticeText متنی كه دوست داريد نمايش داده شود را بنويسيد.


تغيير نام مالك ويندوز:

به زير كليد زير برويد:
[HKEY_LOCAL_MACHINESoftwareMicrosoftWindowsCurrentV ersionWinlogon]
حالا به مقدار
RegisteredOwner , نام خودتان و به مقدار RegisteredOrganization , نام شركتتان را اختصاص دهيد.


برداشتن سطل آشقال از روی دسكتاپ:

به زير كليد زير برويد:
[HKEY_LOCAL_MACHINESoftwareMicrosoftWindowsCurrentV ersionexplorerDeskto pNameSpace]
مراجعه كنيد و زير كليد سطل آشغال را كه دارای شناسه زير است پاك كنيد( Delete ).
{645FF040-5081-101B-9F08-00AA002F954E}

رفع مشكلي در خروج از ويندوز :

شايد تا حالا به اين مشکل برخورد کرده باشيد که وقتی مي خواهيد از ويندوز خارج بشويد پيغامی مبنی براينکه آيا مي خواهيد فلان برنامه در حال اجرا را از حافظه خارج کنيد يا نه؟روی صفحه نشان داده مي شود.
برای اينکه ويندوز به طور اتوماتيک چنين برنامه هايی را از حافظه بيرون بياورد، از طريق برنامه
Run عبارت regedit را تايپ کرده و وارد رجستری ويندوز بشويد. آدرس زير را دنبال کنيد :
[ HKEY_USER.DEFAULTControl PanelDesktop]
حالا يک مقدار رشته ای به نام AutoEndTasks بسازيد و به آن مقدار ۱ را بدهيد.
ترفند دومی اينه که برنامه های خاطی را به سرعت از حافظه ويندوز خارج کنيد. زمانی که کليدهای
‍Ctrl+Alt+Delete را برای خارج کردن يک برنامه خاطی فشار مي دهيد و يا زمانی که مي خواهيد از ويندوز خارج شويد و ويندوز ميخواهد يک برنامه خاطی را از حافظه خارج سازد پيغام را به برنامه حاطی مي فرستد و ۲۰ ثانيه صبر مي کند تا برنامه جواب دهد و در صورتي که جوابی دريافت نکند برنامه را از حافظه خارج مي کند. برای اينکه زمان انتظار را کاهش دهيم در رجستری ويندوز آدرس زير را دنبال کنيد:
[ HKEY_CURRENT_USERControl PanelDesktop]
يک مقدار رشته ای به نام
WaitToKillAppTimeout مشاهده خواهيد کرد که حاوی ۲۰۰۰۰ميلی ثانيه (۲۰ثانيه) است. اين مقدار را به هر زمانی که دوست داريد تغيير دهيد و توجه داشته باشيد که زمان بر حسب ميلی ثانيه است.

خوش باشيد!

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384 ساعت 11:34 |

M A H S A
10
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384 ساعت 19:30 |

Nero 7 Premium
اینهم یه لینک دیگه از برنامه نرو ۷ که چند تا پست پایینتر گذاشتمش دیشب . خوبیش اینه که همه به راحتی میتونن دانلود کنن . این لینک رو یکی از دوستان توی کامنته معرفی کرده بود که ازش متشکریم .



 لینک دانلود فایل | حجم فایل : ۵۲۱ مگابایت
 پسورد برای باز کردن فایل فشرده : rusc.ru

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384 ساعت 19:26 |

Photo Brush 3.51
فوتو براش یکی از برنامه هایه که یوزر زیاد داره میدونین برای چی؟؟!! چون کار باهاش آسونه . شما با استفاده از فتو براش می تونین روی عکساتون تغییراتی ایجاد کنیید ازجمله: زیاد و کم رنگ کردن عکسَ شطرنجی کردن عکس تغییر اندازه عکس و..... .این برنامه رو تا دانلود نکنید نمی تونین به قابلیت های دیگرش  پی ببرید.



  لینک دانلود فایل | حجم فایل: ۵.۴ مگابایت

 سریال : Name:ttdown.com
SN:F9AD7309ADE034
Unlock code:8CEB-6C4F-49A1-C33C

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384 ساعت 19:23 |

Registry Repair 2006 4.1
آیا شما می دونستین که رجستری قلب ویندوزه و اگه رجستری مشکل پیدا کنه ویندوزتون هم دچار مشکل میشه ؟!پس اگه ویندوزتون دچار مشکل شد و دائم ارور وخطا  داد باید برین یقه رجستری رو بگیریید!!؟شما با این برنامه میتونین رجستری ویندوز خود را تعمیر کنیدو ویندوزی سرحال داشته باشید.


Registry Repair 2005


 لینک دانلود فایل | حجم : ۴.۶ مگابایت
 کرک
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384 ساعت 19:20 |

Winamp MEGA Pack
یک بسته ی کامل از برنامه ی وینمپ که فکر نکنم احتیاجی به معرفی داشته باشه . لیست محتویات داخل این بسته به شرح زیره :
 
 
WINAMP 5.1 FULL
DFX 7.5 FOR WINAMP
VOLUME LOGIC
(MSN NOW PLAYING (show your listening mp3's in msn status
GRAPHIC EQUALIZER
(KEYb VIS (your caps lock,scroll lock and num lock, auto show on/off musics ritm
[(MINI LYRICS [show mp3's lyrics(listening
DOLBY SURROUNDER
(TOP 4 SKINS (4 excellent skin
 لینک دانلود فایل | حجم : ۱۶.۵ مگابایت
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384 ساعت 19:17 |

پناهي

زنده یاد پنــــــــــــاهی

 

آن مرغابی در مه گم شد...

و رسالت من اين خواهد بود

تا دو استكان چای داغ را

از ميان دويست جنگ خونين

به سلامت بگذرانم

تا در شبی بارانی آنها را

با خدای خويش

چشم در چشم هم  نوش كنيم

 

وا رفته ز كنار

سنگ با همدمان دائميم

بوته های ارغوان و وزوز مگس

چون گرگ شل كه به بوی هزار پرسه آلوده است

جفتم نيامده است

ودر افق ير ماه

جز هاپ و هوپ سگ صدائی طلوع نمی كند

چه غريبم روی اين خوشه‌‌‌ سرخ

من ميخوام بر گردم به كودكی.. نميشه!

كفش بر گشت برامون كوچيكه

پا برهنه نمی شه بر گردم؟

پل برگشت توان وزن ما رو نداره

بر گشتن ممكن نيست!

 

خوشا بحال لك لكا كه خوابشون واو نداره

خوشا بحال لك لكا كه عشقشون قاف نداره!

خوشا بحال لك لكا كه مرگشون گاف نداره

جا مانده است چيزی

جايی

كه هيچ گاه ديگر

هيچ چيز

جايش را پر نخواهد كرد

نه موهای سياه

و نه دندان های سفيد....

و به زودی همه در زير خاك خواهيم خفت .

خاكی كه به هم مجـــال نداديم تا دمی برآن بیــــاسائيم ......

       
روحش شاد


|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384 ساعت 18:30 |

زندگي
 

زندگی رسم خوشايندی است



زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ .زندگی پرشی دارد اندازه عشق . زندگی چيزی نيست كه لب طاقچه عادت از ياد من و تو برود . زندگی حس غريبی است كه يك مرغ مهاجر دارد. زندگی جذبه ی دستی است كه می چيند زندگی زندگی سوت قطاری است كه در خواب پلی می پيچد . زندگی گل به توان ابديت . زندگی ضرب زمين در ضربان دلهاست . هر كجا هستم باشم آسمان مال من است پنجره فكر هوا عشق زمين مال من است آری آری زندگی زيباست زندگی آتشگهی ديرنده پا بر جاست گر بيفروزيش رقص شعله اش در هر كران پيداست ورنه خاموش است خاموشی گناه ماست.

شعر از:

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384 ساعت 18:22 |

شاد باش تولد حضرت مهدی(ع)
سلام به همه دوستان و دشمنان عزیز ...

آقا ....

ولادت با سعادت حضرت مهدی(عج) و نیمه شعبان را به همه مسلومنهای جهان تبریک می گم.

یا مهدی جان منتظره ظهورتیم

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384 ساعت 18:19 |

افسون شعر ..

 

 

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد،

در بهاري روشن از امواج نور

در زمستاني غبار آلود و دور،

يا خزاني خالي از فرياد و شور،

مرگ من روزي فرا خواهد رسيد

روزي از اين تلخ و شيرين روزها

روز پوچي همچو روزان دگر

سايه اي ز امروزها ديروزها،

مي خزند آرام روي دفترم

دست هايم فارغ از افسون شعر

ياد مي آرم كه در دستان من روزگاري

شعله مي سوزد خون ز شعر،

خاك مي خواند مرا هر دم به خويش،

مي رسند از ره كه در خاكم نهند،

آه،

شايد عاشقانم نيمه شب گل به روي گور غمناكم نهند.

 

با تشکر از : just_4_u_eshgh

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و هشتم شهریور 1384 ساعت 12:8 |

دوست داشتنی ترین ...
 دوست داشتنی فصل برای من فصل پاییزه ... آره من دیونه این فصلم .. واسه تموم زیباییهاش ... یه خورده یهش فکر کن. شاید تو هم نظره منو داشته باشی !!!؟

 

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه بیست و ششم شهریور 1384 ساعت 14:53 |

کبوتر

كبوتر برو از اينجا تا دلت غمي نبينه

نكنه صياد وحشي بال و پرهاتو بچينه

كبوتر برو از اينجا برو اسمون هفتم

اين همه حادثه تلخ نيست كسي دواي دردم نيست

آسمون آبيه اما دل صياد سياهه

جاده هاسر سبز و خلوت اما پر گرد و غبار

كبوتر پراتو وا كن آسمونو خوب نگاه كن

با دلئ مثال دريا درد بارونو دوا كن

كبوتر برو از اينجا اينجا تاريك و سرد

زخم تنهايئ پريدن مرحم و دوائ درده

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه بیست و ششم شهریور 1384 ساعت 13:37 |

چی بگم ...
 برای این قضیه چه عنوانی می تونم بنویسم
 
يك كم بهش فكر كن ...........
 
 

بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم
در بحبوحه خنده به غم فکر کنيم
بد نيست اگرخانه ما سيماني است
به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم
هر وقت زيادمان دلي ميشکند
بد نيست که يک لحظه به کم فکر کنيم
من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب
بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه بیست و ششم شهریور 1384 ساعت 12:17 |

حدیث عشق بازی
ناصحان هم باده نوشی میکنند
باده نوشان پرده پوشی میکنند

رازداری کارمستان است وبس
سخت این رندان خموشی میکنند

بحث سرسبزی چو آید روز باد
سروها هم سر بگوشی میکنند

برف پرحاصل بباردبا سکوت
برق وطوفان پر خروشی میکنند

زآه درویشان شب غافل مباش
کاین گدایان دیگ جوشی میکنند

گر بچشم دل به ببینی تاک را
خوشه ها هم میفروشی میکنند

سینه را صاف کن چون دروقت ذکر
ناله ها هم تیز هوشی میکنند

آگهاز پروانه های باغ باش
با پریدن خوش سروشی میکنند

میدهندت سبزه وآبی ولی
این شبانان شیر دوشی میکنند

خون ما ریزند اگر زین درگهیم
عشقبازان سخت کوشی میکنند
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه بیست و ششم شهریور 1384 ساعت 11:10 |

بلور اشک ...
بی تو ای روشنگر شبهای من
بوسه می زد ناله بر لبهای من
در بلور اشک من یاد تو بود
در سکوت سینه فریاد تو بود
مخمل سرخ شفق رنگ تو داشت
پرده های ساز آهنگ تو داشت

تو شادی گذشتمی، بخت سعید رفتمی
تو این هیاهوی غریب، بهونه قشنگمی
گفتی نگو دوست دارم، حرفتو باور ندارم
اشتباه می کنی باز هم اشتباه می کنی باز هم
دوسِت دارم من به خدا، قدر تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون، یه شب دیگه پیشم بمون

چرا تو باور نداری حرف دل عاشقمو
چرا تو تنها می ذاری دستهای سرد خستمو
بیا که با صدای تو، مهر سکوت رو می شکنم
هزار هزار شعر و غزل نخونده فریاد می زنم

دوسِت دارم من به خدا، قدر تمام قصه ها
تو رو قسم به عشقمون، یه شب دیگه پیشم بمون

 

راهت رو برو مسافر ...برگشتنت گناهه ...

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در جمعه بیست و پنجم شهریور 1384 ساعت 18:23 |

با تو ...

 وجود ...





 چشم

برای ديدن وجود حقيقی تو و هميشه ديدن بهترينها در تو ...




 
گوش

برای هميشه گوش دادن و شنيدن هرآنچه تو واقعاً ميگويی!




 دهان

برای گفتن واقعيت ها و حرف زدن با تو به وقت سختيهای زندگی.




 شانه

برای دادن اطمينان وقتی به آن نياز داری و بودن تکيه گاهی به وقت گريه هايت. 




 بازو

برای در آغوش کشيدنت!




 دست

برای گرفتن وقتی به وجود کسی احتياج داری و کمک برای ايستادن وقتی به زمين ميافتی.




 قلب

برای نگاهداشتن مکانی هميشگی برای تو داخل آن ...




 پا

برای هميشه قدم برداشتن در کنار تو!

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384 ساعت 15:1 |

نقش......
 گاهی اوقات که میری سفر دیگه دوست نداری برگردی . گاهی هم بر عکس ، دوست داری هر چی زودتر تموم بشه و برگردی . حالا این دفعه اش کدوم مدلی بود بماند ...

 

روزنامه های دیروز را نتوستم بخونم . میدونید یعنی چی ؟!!

 

بعضی وقتها اونقدر دهن دره میکنی که فکت دیگه بر نمیگرده سر جاش . کسی راه حلی برای پیش در امد و پس در امدش داره ؟!!

 

زندگی خوب بهمون یاد داده که نقش بازی کنیم  ، اونهم در بدترین شرایط . دیالوگ ها را باید از بر باشی و در هر صحنه ای نقشت را بخوبی بازی کنی و بگی و بری تادوباره نوبتت بشه .  خیلی وقتها بخودم میگم اگه این نقش بازی کردن را بلد نبودیم ، دور از جون چه خاکی باید به سرمون میریختیم ؟!!

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384 ساعت 14:42 |

دوستت......
در قصه‌اي قديمي حكايت مي‌كنند كه وقتي روزي روزگاري در سرزميني دور، مردم گناهان بسيار كردند و مورد خشم خداوند قرار گرفتند، خداوند بر آن شد تا تنبيهي سخت بر آنها مقرر فرمايد. تنبيهي سخت‌تر از آتش و سيل و زلزله و قحطي و بيماري، تنبيهي كه نسل‌ها را سوزنده‌تر از آتش بسوزاند، بي‌آن كه كسي ببيندش يا بر آن واقف شود. پس خداوند 2 كلمه «دوستت دارم» را از ذهن و قلب مردم پاك كرد. چنان كه از روز ازل آن كلمات را نه شنيده نه گفته و نه احساس كرده باشند. ابتدا همه چيز عادي و زندگي به روال هميشگي خود در گذر بود. اما بلا كم‌كم رخ نمود. زماني كه مادري مي‌خواست عشقي بي‌غش تقديم فرزند كند، هنگامي كه 2 دلداده مي‌خواستند كلام آخر را بگويند و خود را يكباره به ديگري واگذارند، آنگاه كه انسان‌ها، دو همسايه، دو برادر، دو دوست در سينه چيزي گرم و صادقانه احساس مي‌كردند و مي‌خواستند كه آن را نثار ديگري كنند، زبان‌ها بسته بود و چشم‌ها منتظر و آن كلامي كه پاسخگوي همه اين نيازها بود، از دهان كسي بيرون نمي‌آمد و تشنگي‌ها سيراب نمي‌شد. و بعد...
كم‌كم سينه‌ها سرد شد، روابط گسست و ملال و بي‌تفاوتي جايگزين شد. ديگر كسي حرفي براي گفتن به ديگري نداشت. آدم‌ها در خود فسردند و در تنهايي بي‌وقفه از خود پرسيدند: چه شد كه ما به اينجا رسيديم؟ كدام نعمت از ميان ما رخت بربست؟ و اندوه امانشان را بريد.
خداوند دلش بر اين قوم، كه مفلوك‌تر از همه اقوام جهان شده بودند، سوخت و كلمات «دوستت دارم» را به ذهن و قلب آنها بازگرداند.
خدا را شكر كه ما هنوز مي‌توانيم به يكديگر بگوييم: «دوستت دارم»!

دوستت دارم به زبان‌‌هاي مختلف:
ايتاليايي ti amo
يوناني sayapa phila su
روسي ya vas liubi
پرتقالي ama te
آلماني ich liebe dich
اسپانيايي te quiero
سوئدي jag a lskar dig
هندي mai tujhe pyaar kartha ho
فرانسه jet ai me
ارمني siroum em kez
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384 ساعت 14:38 |

دوباره مي آيم ..

من از تبار ستاره

من از تبار غزل

به سوي خنده نازت دوباره مي آيم

من از گريز بلوري

ز سرمه چشمم

به سوي چشم سياهت دوباره مي آيم

من از سياهي اين شب

من از هجوم صدا به سايه سار سکوتت

دوباره مي آيم

من از شکستن ابري

در اوج خلوت شب به موج ذلف رهايت دوباره مي آيم

من آن غروب قديمم

به پشت قله شرم ز مشرق غزل تو دوباره مي آيم

من آن غرور شکسته

من آن هواي غريب به وسله نفس تو دوباره مي آيم

دوباره مي آيم

آري دوباره مي آيم

                  تو مهربان مني

                                      و

                                         دوباره مي آيم

 

با تشکر از : just_4parandeh

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384 ساعت 14:16 |

آلبوم جدید سیاوش قمیشی : روزهای بی خاطره

 آقا نظر یادت نره ..

01 - Boosaye Baad [24Kps] [128Kps]

02 - Garye Kon [24Kps] [128Kps]
03 - Panjereh [24Kps] [128Kps]
04 - Tassavore Kon [24Kps] [128Kps]
05 - Mahboobaye Shab [24Kps] [128Kps]
06 - Hanooz [24Kps] [128Kps]
07 - Yaade Man Baash [24Kps] [128Kps]
08 - Boosaye Baad (Club Mix) [24Kps] [128Kps]

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384 ساعت 0:38 |

همین طوری .. !!؟

What if I can not forget you

What if I want to be with you

What if I want to see your smile every day

What if I want to make this love everlasting as you said one day

What if I cannot to love anyone more than you

What if I can think just to you

What if God may help us

What if you love me very much

What if I see you every night in my dreams while I am in your bosom

What if we want to be with each other but you deny it because of some reasons

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384 ساعت 0:13 |

ِAdobe Acrobat 7.0 Profesional
برنامه آکروبات ریدر یکی از معروفترین برنامه ها و شاید بهتر باشه بگم معروفترین برنامه برای کار با فایلهای پی دی اف هست . نسخه استاندارد برنامه رو میتونید همه جا گیر بیارید مام این نسخه که الان میزارم نسخه ۷ حرفه ای هست که کمتر جایی میتونید گیرش بیارید . فرق نسخه حرفه ای برنامه با نسخه معمولیش اینه که با این نسخه خودتون میتونید فیالهای پی دی اف بسازید . این نسخه در اصل تجاری هست و قیمتشم در حال حاضر در سایت آمازون ۳۸۸.۹۹$ هست.



 لینک دانلود فایل | حجم فایل : ۱۱۸.۷ مگابایت

 کرک

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384 ساعت 0:8 |

Yahoo! Messenger 7.0.0.426 Final
خوب بالاخره نسخه فاینال یاهو مسنجر ۷ هم اومد بیرون ! درمورد یاهو مسنجر بهتون پیشنهاد میکنم که هر وقت نسخه جدیدی داد بیرون دانلود کنید چون جز اون دسته برنامه ها هست که اگه بروز نباشه مشکلات زیادی براتون ایجاد میکنه ! از تفاوتهای جدید این نسخه با نسخه بتای اون میشه به اضافه شدن اسمایلیهای جدید زیر اشاره کرد !


:-c :)] ~X(:-h :-t8->


 لینک دانلود نسخه کامل | حجم فایل : ۸.۲۴ مگابایت

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه بیستم شهریور 1384 ساعت 23:52 |

ACDSee 8.0.39
برنامه ACDSee یکی از معروفترین و پرکاربر ترین برنامه ها برای ویرایش عکسها ( نه در سطح حرفه ای ) ٬ نمایش اونا ٬ دسته بندی و کلی کار دیگه هست که زمانی که ویندوز ۹۸ بود این برنامه روی همه کامپیوترها نصب میشد تا بشه باهاش عکسها رو تماشا کرد ! آخرین نسخه این برنامه حدود ۱ هفته هست که اومده . از نسخه فول برنامه لذت ببرید .



 لینک دانلود فایل | حجم فایل : ۱۵.۵ مگابایت

در صورتی که سریال کار نکرد از یکی از کرکهای زیر استفاده کنید.

serial : 4FLD7H-3347M-3G22R3-JM7KV6G-DTZ یا

کرک 1 | کرک 2 | کرک 3 | کرک 4

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه بیستم شهریور 1384 ساعت 23:36 |

Kaspersky Anti-Hacker 1.Build 180
برنامه کسپرسکی آنتی هکر یکی از معدود برنامه هایی هست که امکان نداره از کامپیوتر من حذف بشه و هر وقت نسخه جدیدش میاد دانلود میکنم . شما هم اگه دوست دارید از دست هکرها در امان باشید بهتون پیشنهاد میکنم از این برنامه استفاده کنید .لازم به ذکر است که با نصب این بنرامه دیگه نیازی به داشتن فایروال ندارید چون خودش کار یک فایروال رو هم میکنه .



 لینک دانلود فایل | لینک کمکی دانلود |حجم فایل : ۴.۴ مگابایت

اينهم لينك كرك . واسه كرك كردن اونو كپي كنيد توي پوشه برنامه و سپس اجراش كنيد. کرک

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه بیستم شهریور 1384 ساعت 23:30 |

Satellite Antenna Alignment 2.3
اگر شما هم یک عدد دیش ماهواره دارید و میخواید اون رو روی ماهواره دلخواه خودتون تنظیم کنید میتونید از این برنامه کمک بگیرید.

 
 

لینک دانلود فایل |حجم فایل: ۷۰۰ کیلوبایت
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه بیستم شهریور 1384 ساعت 23:21 |

آخرين روز عشقم

امروز آخرين روز عشقم بود! او رفت و من و با تمام غمهايم تنها گذاشت....
امروز ديگه فکر می کنم که فرشته ها هم با من قهره! ديگه اونا هم من و تنها گذاشتند و رفتند! نمی دونم چرا! فقط همينقدر رو می دونم که گناهم عاشقی بود ... عاشقی...
امروز براش دعا کردم از خدا خواستم هرجا باشه نگهدارش باشه! به خدا گفتم: خدا جون تو رو به ماه و ستارت قسم مواظبش باش٬ او خيلی معصومه ... او خيلی پاک و مقدسه! می دونم خدا جون تو هم اونو خيلی دوستش داری! اما تو رو به زهرات تو رو به پهلوی شکسته فاطمه ات قسم٬ باز هم بيشتر مواظبش باش ...!
...
اما من دلم گرفته است...
خدا جون ... حالا فقط تو رو دارم و بس... 
پس کی پاييز می‌شه!
دارم می‌ميرم خدا ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

غم / شادي

گور کن
تابوت‌ها کنار قبرها رديف شده‌اند.
سوگواران شيون می‌کنند
فقط يک نفر است که قند توی دلش آب می‌شود: گورکن.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکه و تنها

من هنوز تنهاترن ترین سردارم. سر دارم ولی هنوز سر دارم . اونم چه داری. عاشقی .

همیشه فکر میکنم که خودخواه نیستم. ولی هستم. سنگ دلم. چون کسایی که دوسم دارن نمی بینم. همش دنبال خوشی خودم هستم. یک کارو که شرو می کنم تا اونجایی ادامه میدم که دلو بزنه. اشتباه نشه. من از کار خسته نمیشم. ولی وای به روزی که چیزی دلمو بزنه. البته به اینزودی هم چیزی هم دلمو نمی زنه. ولی وقتی هم که زد دیگه زده. حالا هر چی. دیگه خیلی راحت چیزی که دوسش دارم رو ترک می کنم. ولی این دفه فرق داره با دفه های دیگه. نمی دونم چرا هر چی می خوام ازش دل بکنم یا سعی کنم به خودم تلقین کنم که بابا دلو زده دیگه. بی خیالش شو. نمی شه.

میدونم چرا .. ولی روم نمیشه بگم. با اینکه بچه پرویی هستم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چشات ديگه از من ِ خسته و سيره
اما هنوز چشمای من اسيره

فقط بدون که اين دل شکسته
منتظره بگی واست بميره

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از آشنایی تا بی وفایی

 تو شاید یادت نیست منو اول دیدی

اومدی نزدیکم، اسممو پرسیدی

 

یه روزی حس کردم که واست می میرم

از بدِ اقبالم، تو اینو فهمیدی

 

بعدِ اون روز راستش روز خوش، قحطی شد

بی تفاوت بودی، منو که می دیدی

 

نصفِ راهو رفتیم با غم و دلتنگی

نگران بود چشمات، یه کمی ترسیدی

 

اولش فکر کردم روزگارت تلخه

اما دیدم نه خودت، غرقِ یه تردیدی

 

روز به روز بدتر شد، ماه به ماه ابری تر

گریه هامو انگار، تو دیگه نشنیدی

 

توی فکرم اول نمره هات عالی بود

حالا کلی صفره، کلی ام تجدیدی

 

قصۀ من مثلِ یه پرندس اما

تو قفس، بی آواز، زندونی، تبعیدی

 

به یکی که گفتم قصمو مکثی کرد

اون می گفت شاید تو، از دستم رنجیدی

 

از خودت پرسیدم، یادته تو نامه؟

ننوشتی چیزی، رد شدی، خندیدی

 

توشۀ مجنوم پُرِ کلّی تیشَس

واسۀ کوه کندن، ولی نیس امیدی

 

زندگیم سیبی بود جنس اون از چینی

سیبو که کندی هیچ، از همم پاشیدی

 

تو می خوای من می رم، نمی رَم، می میرم

اما یادت باشه، تو منو دزدیدی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دوباره ترديد

من آخرش نفهميدم که حرف تو حقيقته
يا عشقِ من برای چشمِ نازنينت عادته

نمی دونم حرفايی که می نويسی يا می‌زنی
مخاطبت کسِ ديگه‌س يا واقعا تو با منی

يه وقتايی شک می‌کنم نمی‌دونم دوستم داری
يا که می‌خواهی عشقِ منو بدونِ پاسخ نذاری

تکليفمو با ديگران دوباره روشن می‌کنی؟
يه فکری‌ام واسه دلِ ديوونه‌ی من می‌کنی؟

به من می‌گی که تو دلت اول کيه٬ آخر کيه
می‌گی چرا رنگِ نگات يه وقتايی اينجوريه

يه وقتا بهتر از خودم به حرفِ من جواب می‌دی
يه وقتا که هوس کنی کلی منو عذاب می‌دی

حتی اگر چشات پيشِ منه٬ دلت با ديگری
بذار که اعتراف کنم از همه مهربونتری

هر اعتراضی که کنی به حرفای من وارده
چی کار کنم هوا فقط برای تو مساعده

يه وقتايی عاشقی‌ام واسه آدم دردِ سره
اما بازم اگه آدم عاشق نباشه بدتره

برات نوشتم بدونی طبق روالِ سرنوشت
برای من جهنّمه دنيا٬ برای تو بهشت

نه نمی‌خواد بهم بگی حرفام مثِ شکايته
يه وقتايی عوض می‌شی اين به خدا حقيقته

من می‌دونم خسته شدی از پرسش و سئوال من
ناراحتی اما می‌خوای راحت بشه خيالِ من

اما بذار بازم بگم ديوونتم خيلی شديد
رنگ يه عشقی رو ديدم که مجنونم اونو نديد

اگرچه چشمات خيلی کم از قلب من خبر گرفت
اما نبايد توی عشق اينارو در نظر گرفت

دوباره تردید

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه بیستم شهریور 1384 ساعت 15:49 |

خجالت نکشيد ...
این داسنان رو من خودم نوشتم. هر بار که می خونم می زنم گریه. نمیدونم چرا این کارو کردم. منظورم نوشتن این داستانه یا داستانک. چون خیلی کوچیک ولی در عین حال خیلی بزرگ تر از بزرگترین رمانها. شاید به خاطر شرایط بدی هست که در اون قرار دارم. نظر شما چی هست. منطظر نظراتتون هستم.

وقتی سركلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود كه كنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می كرد.
به موهای مواج و زيبای اون خيره شده بودم و آرزو می كردم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون توجهی به اين مساله نمی كرد.
آخر كلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست. من جزومو بهش دادم.بهم گفت: "متشكرم" و گونه من رو بوسيد.

می خوام بهش بگم، می خوام كه بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمی دونم.

تلفن زنگ زد. خودش بود. گريه می كرد. دوست پسرش قلبش رو شكسته بود. از من خواست كه برم پيشش. نمی خواست تنها باشه. من هم اينكار رو كردم. وقتی كنارش رو كاناپه نشسته بودم. تمام فكرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو می كردم كه عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس، خواست بره كه بخوابه، به من نگاه كرد و گفت : "متشكرم " و گونه من رو بوسيد.

می خوام بهش بگم، می خوام كه بدونه، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نمی دونم .


روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت: "قرارم بهم خورده، اون نمی خواد با من بياد".
من با كسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم كه اگه زمانی هيچ كدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم، درست مثل يه "خواهر و برادر". ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد. من پشت سر اون، كنار در خروجی، ايستاده بودم، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون كريستالش بود. آرزو می كردم كه عشقش متعلق به من باشه، اما اون مثل من فكر نمی كرد و من اين رو می دونستم، به من گفت: "متشكرم، شب خيلی خوبی داشتيم" ، و گونه منو بوسيد.

ميخوام بهش بگم، ميخوام كه بدونه، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم.

يه روز گذشت، سپس يك هفته، يك سال ... قبل از اينكه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلی فرا رسيد، من به اون نگاه می كردم كه درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدركش رو بگيره. می خواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی كرد، و من اينو می دونستم، قبل از اينكه كسی خونه بره به سمت من اومد، با همون لباس و كلاه فارغ التحصيلی، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشی دنيا هستی، متشكرم و گونه منو بوسيد.

می خوام بهش بگم ، می خوام كه بدونه، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم.

نشستم روی صندلی، صندلی ساقدوش، توی كليسا، اون دختره حالا داره ازدواج ميكنه، من ديدم كه "بله" رو گفت و وارد زندگی جديدی شد. با مرد ديگه ای ازدواج كرد. من می خواستم كه عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوری فكر نمی كرد و من اينو ميدونستم، اما قبل از اينكه از كليسا بره رو به من كرد و گفت " تو اومدی؟ متشكرم"

ميخوام بهش بگم، ميخوام كه بدونه، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم. من عاشقشم. اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم.

سالهای خيلی زيادی گذشت. به تابوتی نگاه ميكنم که دختری كه من رو داداشی خودش می دونست توی اون خوابيده، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو می خونه، دختری كه در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزی هست كه اون نوشته بود:
"تمام توجهم به اون بود. آرزو می كردم كه عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به اين موضوع نداشت و من اينو می دونستم. من می خواستم بهش بگم، می خواستم كه بدونه كه نمی خوام فقط برای من يه داداشی باشه.  من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نمی دونم ... هميشه آرزو داشتم كه به من بگه دوستم داره."

ای كاش اين كار رو كرده بودم ................. با خودم فكر می كردم و گريه! . . .

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه بیستم شهریور 1384 ساعت 15:0 |

!!!!?
 

تو این عکس نکته ها خوابیده !!!!؟ 

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در جمعه هجدهم شهریور 1384 ساعت 22:0 |

... ؟

حرفهای قشنگ ...پيچيدگی خاص خودشونو دارن..

هيچ وقت نخواستم حرفامو قشنگ کنم.. که بخواد به دل کسی بشينه..

هيچ وقت نخواستم با حرفای قشنگ کسی رو مجبور به تحمل کردن خودم بکنم

هيچ وقت يادم نمياد کسی از بودن من و حرفام احساس غرور کنه..ذوق کنه..

شايد اگه می خواستم ميتونستم ..

هيچ وقت نخواستم کسی فکر کنه مثل احمقهای بيکار واسه چيزی که ميدونم

مال من نيست قصه پردازی می کنم...

چند بار امتحان کردم؟؟؟ چند بار اشتباه کردم؟؟

از گدايی احساس متنفرم...ازين که کسی فکر کنه دارم با حرفهای قشنگ

گولش ميزنم متنفرم...از خودم که هيچ وقت هيچ کس نفهميد که واقعا

حرفش چيه متنفرم...

نميدونم...گيجم...خسته ام..ساکتم...

حتی نميدونم اين همه شکايت رو چه جوری توو اين لعنتی بنويسم..

باز ناشی شدم...

اشتباه فهميدی......اشتباه..يه اشتباه که به قيمت خورد شدنم تموم شد..

هيچی نميخواستم..هيچی..

هيچ کلاغی نبود..که بخوام منتظر رسيدن يا نرسيدنش باشم...

تورو خدا.........منو همون جوری که هستم ببينيد..لعنتی آآ.......

اين تيکه های غريب که به تن احساسم چسبيد...مال من نبود...

هنوزم نبودنت کلافه ام ميکنه...هنوز ميخوام باشی....

اما بفهم که من چی ام...........هيچی.!!!

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384 ساعت 16:6 |

من ...يکی...آزادم..!!
اگر قرار است انسانها اسطوره ی يکديگر باشند

شهريار قنبری اسطوره ی بی رقيب ذهن من است

به کسی بر نخوره..بر نخوره..من يکی پنجره مو ميبندم..

اين همه پنجره ی باز بسه..من به قاب آينه ميخندم..

به کسی بر نخوره..بر نخوره..

من يکی پيش خودم مــــــــــی مونم..

در شب بی کسی و بی حرفی...برای دل خودم ميخونم..

خواب بودم...بيدار شدم..آشتی کردم با خودم..

کی بجر من ميتونه خاطره هاشو بشمره..

جز خود من کی به فکر بودن و سر رفتنه..

به کسی بر نخوره ..بر نخوره..

اگه تنهايی خوبی دارم..اگه از خلوت خود سر مستم..اگه چون پروانه

بـــــــــی آزارم..

...

به کسی بر نخوره بر نخوره..

اگه در پيله ی خود خوش بختــــم ...کسی جز من منو نميشناسه..

به کسی بر نخوره ..بر نخوره..

اگه من اهل خراب آبادم..شجره نامه ی من مال منه..به کسی چه..؟!

من ...يکی...آزادم..!!

..

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384 ساعت 16:3 |

!!؟؟؟!!
آقا به دلیل کمبود جا و فضا .. مطالب رو در یک پست قرار دادم .. و هر کدام رو به وسیله چند تا خط تیره جدا کردم >> چیکار میشه کرد باید با کمبود امکانات ساخت

----------------------------------------------------------------

در طالع من آمده است ؛
که روزی، عاشق یک عکاس دوره گرد خواهم شد !

----------------------------------------------------------------

دنیای عجیبی است.
مردانگی را به بهایی اندک می فروشند؛
و
نامردی انبار می کنند!

دنیای عجیبی است ...

----------------------------------------------------------------

شک نکن؛
اگر کمی، فقط کمی احساس زنانه داشتم، با حرف هایم نقره داغت می کردم!

----------------------------------------------------------------

این روزها بوی پیف پاف رو بیشتر از هر بوی دیگه ای دوست دارم...
اونقدر که شب ها به خودم پیف پاف میزنم می خوابم ؛ تا پشه ها سراغم نیان!!!
تف به این زندگی سگی که هر جا میری پر پشه س...
_ _ _

فکر کنم این یکی پیف پافه زیادی خوشبوئه.
چند وقته این پشه هه ولم نمی کنه!

----------------------------------------------------------------

می گویند اسب حیوان نجیبی است؛
درست مثل تو!

----------------------------------------------------------------

سنیوریتا؛ نترس از عاشق شدن ... بیا اون با من !
سنیوریتا؛ دلت رو بسپار به من ... بیا اون با من !
سنیوریتا؛ بیا تو لیلی بشو، مجنون با من !
سنیوریتا؛

پ ن: دددددد بیا دیگه پدسگ!
/ پدسگ رو باید محکم و تشدید دار بخونید!/

----------------------------------------------------------------

اون فکر میکنه با این کارهایی که میکنه داره منو جذب خودش میکنه!
منم با عشوه هایی که میام فکر میکنم دارم اونو می کشم طرف خودم!
تو این حماقت، جفتمون هم ناز میکنیم واسه هم...

هوس ....

----------------------------------------------------------------

اره ! ... حق با اونه!
تو این عرق ریز تابستانی،
باید ایمان بیاورم به آغاز فصل سرد!

س
ر
د

----------------------------------------------------------------

مثل دو تا دوست عادی !
اصلا نه مثل دو تا دوست ...
فقط عادی !!!

دارم تمرین می کنم ...

----------------------------------------------------------------

به قول یارو: میشه به من توجه کنی؟ کمبود محبتم، کم کم داره درد میگیره !

----------------------------------------------------------------

دلم يه صبح زود مي خواد … يه صبح زود باروني!
باروني كه وقتي ماشين ها از بغلم رد ميشن ، بهم آب بپاچن ! (بپاشن)
اون وقت تو اون تاريك روشن صبح، خيابون ؟؟؟ رو برم پايين ،
بعد تو اون كله پاچه فروشيه يه دلي از عزا در بيارم …
خب راستش بيشتر از يه صبح باروني دلم كله پاچه مي خواد!!!

----------------------------------------------------------------

هنوزم کسی توی فنجون قهوه اش خوشبختی رو می بينه..!.؟

----------------------------------------------------------------

شبا مياي به خوابم …
آخه كره خر، مگه نمي بيني كه خوابم ؟!

----------------------------------------------------------------

هيچي بدتر از حالت تهوع نيست!
مخصوصا كه بايد زور بزني كه هر چي اون توئه در بياد ! هر چي …
چه از بالا ، چه از پايين !!!
-
يه جوش هم از ديروز تا حالا رو دماغم جا خوش كرده ؛
كه نه ميره تو ، نه مياد بيرون!
-
لعنت به اين شانس!
حالا يه امروز كه من مي خوام برم خانه ي پيشكسوتان هنر بايد اينجوري بشه …
من ديگه از اين زندگي سگي چي مي خوام؟!

----------------------------------------------------------------

معتاد شدم ‏‎؛
به اين شب نشيني هاي اينترنتي …
شايد هم به تو !

----------------------------------------------------------------

از مال دنيا همش ؟؟؟ تومن پول داشتم كه اون گذاشتم بانك تا يه ماشين بهم بيفته و بفروشمش و بزنم به زخم زندگي …
ماشين كه بهم نيفتاد هيچ؛ دفترچم رو هم گم كردم !!!

----------------------------------------------------------------

بايد اعتراف کنم:
دلم می خواست جادوگره ماچم کنه ... نه شاهزادهه!

----------------------------------------------------------------

عاشق بودنم رو بس که تکرار کردم دیگه از مد افتاده !
دیگه کسی حاضر نیست شاهزاده ی رویاهای من باشه !
حالا دیگه قصه ی من، قصه ی یک سیب سرخ گندیدس !!
قصه ی شهرزاد که قصه هاش یادش رفته!!!
قصه ی چلچله ای که سرطان حنجره داره!!!!
شاید هم قصه ی یه لیلی که مجنون شده ...

----------------------------------------------------------------

جادوگر بهانه س !
دلم می خواد بوسم کنی ...

----------------------------------------------------------------

یه شاهزاده ی مغرور و نجیب ... و یه اسب سفید
با یه قبیله آدم
همراه با یه پسر فقیر ...
---
فقط یه جادوگر زشت و بدجنس کم داریم که منو طلسم کنه تا شاهزاده ی قصه بیاد و منو ببوسه تا طلسم باطل بشه ...
خب ! حالا کی میخواد نقش اون جادوگر زشت رو بازی کنه؟!

----------------------------------------------------------------

کي فکرش رو ميکرد فرزان بعد از اين همه سال برگرده به ايران؟

----------------------------------------------------------------

هیچ وقت به دیدنم نیا ...
دلیلش هم بماند برای بعد !
فعلا بیشتر بمان!!!

----------------------------------------------------------------

چند می گیری، گریه کنی؟!

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384 ساعت 15:20 |

۲۰۰
کاشکی ميدونستم چرا اين خانومه اين کار رو کرد؟! (خانومه همون قدر که خوشحالم کردی ، همون قدر هم...فقط يه چيزی! نه نميگم تا نگی حرفات مثله بچه های ۱۴ سالست )

وقتی اون دختر خوشگل ِ رو با اون پسر زشته ديدم ، تو دلم گفتم کاشکی تو هم بد سليقه بودی...

توجه کردی رابطمون چقدر . . . تخيلی شده ؟ ! ! !

On که ميشم فقط واسه تو Available هستم. . . ميشه دليلش رو بگی؟! ( نگو نميدونم که واقعاً خيلی... )

من زيادی بی خيالم، برای همين خيلی راحت از کنار با ارزش ترين گزينه های زنگيم رد ميشم بدون هيچ نگرانی! احتمالاً تو هم يکی از اون گزينه ها بودی که انقدر راحت ازت گذشتم. . .

وقتی عاشق ميشی نگران نشو ، با ۵۰۰۰ تومان خودتو فارغ کن! ! !

:::::::بيشتر به فکر ما باش ؛)::::::: ( کاری از من ساختس؟ بسه ديگه! حالم بهم ميخوره از اين کنايه ها. . . )

تو همونی که می گفتی تو دنيا هيشکی مثل من پيدا نمی شه/

وقتی آرشيو General وبلاگ نويس مورد علاقتون رو بخونيد ، احساس ميکنيد خيلی بهتون نزديکه !

لاگيده اين خانومه! ! ! کاشکی ميدونستم چی نوشته و تو نظراتش چه خبره؟...ولی من LC رو دادم! ! !

تو منو گول زدی ، اون ترو گول زد ، ما شما رو گول زديم!!! من گول ماليدم سرت...! خيلی با اين کلمه « گول » حال ميکنم! ! !
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384 ساعت 15:18 |

گستاخي هم حدي داره
خيلی گستاخ شدم ، جدی ميگم. . .آخه کستاخی هم حدی داره (!!!) بچه پرو چطوری روت شد زنگ بزنی به موبايل معلمت بعد معلم بگه من سر کوچتونم ، اون وقت تو کلاس رو Cancel کنی؟!!!


از دور ديدم نيشش بازه تا بنا گوش. . .نزديک که شديم ازش پرسيدم جريان چيه انقدر خوشحالی؟!‌ گفت : قراره برای يه هفته خونمون خالی بشه!!! بعد نيشش بيشتر باز شد! تازه از منم دعوت کرد. . . (يه نکته جالب توشه!!! اگر توجه کنين بش)


عمه بيچاره شما ميدونه که تا حالا چقدر از طرف دوستای شما فحش خورده؟!


آره واقعاً چشم بصيرت می خواد خوندن وبلاگ ما :) ، اگر يه چيزايی فهميدی به منم بگو. . .چون من هيچی نمی دونم ( اون چيزايی هم که ميدونم بهت نمی گم ، Bc تو جوابشو بهم دادی ، پس اگر چيزی بگم فقط خودم کوچيک کردم نه؟؛) )
جوابمو بده. . .با خودتم! نه؟!!!!


دچار يه خود سانسوری ِ اسيدی شدم!!! غير قابل تحمل شدم.


وقتی که ديگه هيچ چيز و هيچ کس بهت اعتماد نداره ، اون موقع آزادی،،،


چرا هر چی شير فاسدِ من بايد بخورم؟ چرا هر چی چايی ِ موندس من بايد بخورم؟ چرا هر چی ميوه نشستس رو من بايد بخورم؟  چرا تو بايد به تورم بخوری؟!!!!


اين همه بهت فکر کردم . . . ولی يه بار هم به تو در کنار خودم فکر نکردم. . .


تو مثل معادله ميمونی ، معادله ای که هميشه حداقل يه X داره!!! تو مبهمی. . .می فهمی؟


تو ماله يکی ديگه ای. . .
تو ماله يکی ديگه ای. . .
تو ماله يکی ديگه ای. . .
تو ماله يکی ديگه ای. . .
تو ماله يکی ديگه ای. . .
تو ماله يکی ديگه ای. . .
چرا هرچی می خونم اين جمله رو از بر نمی شم؟!


مرتبط اما بی ربط : يکی  Off گذاشته بود : به جای اين که بشينی به اين چرندايات فکر کنی و بنويسی . . . برو به زندگيت برس که اين دخترای ولگرد نون و آب نميشه!!!

در باب جواب :
۱. من اصلن فکر نمی کنم به اينا. . .اين جملات تراوشات ذهنی من در ۵ دقيقه شايد کمتر هست.
۲.مطمئنی ولگرده؟ مطمئنی اصلن دختره؟ :))

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384 ساعت 15:9 |

مي‌خوام خودم باشم

42-15528841 - Woman Looking into Mirror

(+) خیلی چیزها هست که شاید به خودی خود اهمیتی نداشته باشه و اصلا بود و نبودش فرقی نکنه ، اما وقتی بهانه می شن ، وسیله می شن ، اونوقته که مهم می شن ، لازم می شن .
مهم نیست که تولد تو باشه یا من ، مهم نیست چند ساله شدیم ، مهم نیست که کجا می ریم ، مهم نیست که چی می خوریم ، و خیلی چیزهای دیگه که مهم نیست . مهم، بهانه ای برای دیدن بود .


(+) سرش رو گرفت طرف آسمون، صورتش خيس ِ خيس شده بود. قطره های بارون از گودی چشاش سر می خوردن و از روی چونه ش ميفتادن رو زمين. دو تا دستاش رو برد طرف شقيقه هاش. موهای خيسش رو كشيد پشت سرش. سرش رو انداخت پايين و آروم گفت: الهام
كارگردان داد زد: كات! گند زدی بابا ... تو فيلمنامه اسمش مريم ِ ... مريم


(+) همون بهتر که بيشتر آرزوها به واقعيت تبديل نشن.
 

(+) ای پیروان من !
بدانید و آگاه باشید که زن ، بالا بروید ، پایین بیایید ، مال ِ مردم است ، بر سر مال مردم دعوا نکنید!
~~~~> آيدين (ص)


(+) زهرا هم از زندگی تکراری اين گونه گِله ميکنه :
من همونم كه يه روز، ميخواستم دريا بشم
ميخواستم بزرگترين، دريای دنيا بشم
آرزو داشتم برم، تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم، تا به فردا برسم
حالا يك مرداب شدم، يه اسير نيمه جون
يه طرف ميرم تو خاك، يه طرف به آسمون
خشك ميشم تموم ميشم، فردا كه خورشيد بياد
شن جامو پر ميكنه، كه مياره دست باد


شايد يه رابطه صاف و ساده با يه نفر ، آدم رو نسبت به اون شخص علاقه مند کنه ، آدم دست خودش نيست که ، هنوز نمی دونم!! اگر بخوای رابطه‌ای که باهاش داری رو صميمی تر کنی ، اسمش رو چی ميزارن؟! ( چرا ما توی فرهنگمون بين دختر پسرا دوستی ِ ساده نداريم؟ ) آها يادم رفته بود که فرهنگ ما خيلی غنيه !!


ديگه حالم از بهانه اوردن و خودم رو به بی خيالی زدن بهم می‌خوره. . . خيلی دوست دارم اونطوری هستم خودم رو نشون بدم ، خيلی دوست دارم ببينم بقيه چه عکس‌العملی نشون ميدن نسبت به اخلاق واقعيم؟!!


وقتی نوشته هام رو ميخونم ، احساس ميکنم بوی عشق و صميميت ميده ،،، ولی بايد بوی خستگی و انتظار و شکست بده. . . نمی‌دونم چرا اينطوری ميشه ؟


 اگر می‌خواستم با فکر حرف بزنم الان لال بودم ، اگر می‌خواستم با فکر بنويسم الان وبلاگی نداشتم#


با شما نيستم:
اين که تحويلم نميگيری رو می‌تونيم به چند قسمت تقسيم کنيم : ۱.عکس ۲.حرف‌های تکراری ۳.ديگری

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384 ساعت 15:6 |

ارزش نداشـــــــــــــــت ...
می‌گويند کوچکترين سو‌‌‌ء تفاهم‌ها ،
بزرگترين فاجعه‌ها را در پيش دارند. . .
اما تو ؛
بزرگترين فاجعه‌ای بودی
که کوچکترين سوء تفاهم را در پيش داشتی(من).
.
.
.
.
.
ديگه دارم چرت و پرت ميگم(!!!)

فقط ؛
برام ارزش نداشت
برام ارزش پيدا کرد
اميدوارم زمانی هم که ميرسم بش ،
برام ارزش داشته باشه ،،،
که گمان نمی‌کنم!!

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه هفدهم شهریور 1384 ساعت 15:3 |

Dj Tiesto - Just Be \ Dance با کیفیت 128 kb
آقا اینم واسه برو بچ که به موزیکهای خارجی الاقه دارن .. من خودم خیلی ازش خوشم می یاد.

1. Forever Today

2. Love Comes Again (Ft Bt)

3. Traffic

4. Sweet Misery

5. Nyana

6. Ur (Ft Aqualung)

7. Walking On Clouds (Ft Kirsty Hawkshaw)

8. Tear In The Open

9. Just Be (Ft Kirsty Hawkshaw)

10. Adagio For Strings

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384 ساعت 22:42 |

یه آلبوم جدید و باحال از سیروان خسروانی

 آقا اینم یه آلبوم جدید از سیروان خسروانی. خیلی باحال خونده .. دانلودش کن. مطمئن باش پشیمون نمیشی .. آقا فقط نظر یادت نره

mani62.blogfa 

Bahare Man

To Khial Kardi Ber

Lahzehaye Bi To Boodan

Harfe Akhar

Tak Derakhte Tanha

Baroon

Rasme Donya .. Hasrat

 Nemehei Az Aseman

To Khial Kardi Beri (Remix

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384 ساعت 22:28 |

ba eshgh zaman faramosh mishavad va ba zaman ham eshgh

همان طور که قبلا قول داده بودم در مورد اینکه هر کدام از دوستان مطلبی داشت که خواست در وبلاگ نگارش بشه به آدرس ایمیلم مطلبش رو بفرسته تا در اولین فرست اون رو به نامی که خواسته قرار بدم.

 

 

هـر كس همـان كـه خواهـد ، يابـد

پـس در انتـخـاب هـدف هـايت ، دقيـق بـاش .

آنچـه را كـه دوسـت داري ،

و از آنچـه كـه بـي زاري ،

آگــاه بـاش.

نسبـت بـه آنچـه تـوانـايـي ،

و در آنچـه كه نـا تـوان از آنـي ،

داوري كــن .

در زندگـي شيـوه اي در پيـش گيـر كـه خيـر تـو در آن باشـد .

و چنـان بكـوش كـه بـا آن كـامكـار گـردي .

بـا تمـام تـن و روان آن پيـوند را دنبـال كـن ،

كـه والا تـر از هـر چيـز اسـت .

بـا مـردم صـادق بـاش و يـاريشـان رسـان ، اگـر مي توانـي .

اما به هيچ كس وابسته نباش تا آسودگي و شادماني را به تو هديه كند .

آسودگـي و شادمانـي را تنـها خود تو مي تواني به خود هديه كني .

تـلاش كـن هـر آنچـه را دوسـت مـي داري  ، بدسـت آوري .

در هـر كـاري شـادمـانـي بجـوي .

بـه تمـامي هستـي خـود عشـق بـورز .

از هـر پـاره زندگيـت يـك پيـروزي بسـاز.

 

ممنونم از >>   just_4parandeh

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384 ساعت 15:46 |

محافظت از آنتن های ماهواره در مقابل امواج مزاحمی که از منبع زمينی ناشی

آنتن های ماهواره ای کوچک و غيرصنعتی که در اختيار مردم عادی قرار دارند، در پاره ای از موارد به دليل اختلالات راديويی محلی که از ايستگاه زمينی و با همان فرکانس سيگنال ماهواره ای می آيند، قابل استفاده نيستند.

روش هايی که در اين مقاله برای مقابله کردن با اختلال روی آنتن ماهواره پيشنهاد می شود، تکنيک هايی هستند که افراد غير فنی می توانند بدون نياز به وسائل خاص و بدون خرج زياد پياده کنند.

فرض می شود که با آنتنی سروکار داريم که يک متر قطر داشته و با يک زاويه ده درجه ای به سمت خط افق افراشته شده است.

1- انتخاب محل نصب آنتن

اگر بدانيم اختلال ايستگاه زمينی از کدام جهت می آيد، می توان آنتن ماهواره را در جايی قرار داد که يک ساختمان، ديوار يا هرگونه مانع، بين آنتن و ايستگاه مزاحم قرار گيرد. از آنجايی که ممکن است تداخل موج زمينی به جايی نزديک آنتن ماهواره ما برخورد کرده و از آنجا کمانه کرده باشد، صرفاً گذاشتن يک مانع بين عامل اختلال و آنتن ماهواره ممکن است هميشه کارآيی نداشته باشد.

بهترين حالت وقتی است که تمام آنتن را بپوشانيم و فقط يک منفذ در جهت ماهواره مورد نظر باز کنيم. اين سوراخ بايد شکافی باشد با حداقل، همان اندازه قوسی که برابر است با طول موج دريافتی آنتن ما. در مورد آنتن فرضی يک متری، اين قوس حدود 12 درجه می شود، و اصولاً تا منها و بعلاوه 5 درجه، امکان کم و زياد کردن قوس موجود است.

برای يک آنتن کوچک، فضای مطلوب برای قرار دادن آن، يا روی ساختمان است يا داخل حفره ای بزرگ در روی زمين (مثلاً اگر استخری وجود دارد که از آن استفاده نمی شود). اگر چندين بنا و ساختمان در آن اطراف هستند که می توانند سيگنال مزاحم را سد کنند، گذاشتن آنتن ماهواره در نزديک ترين فاصله به بلند ترين ساختمان از همه بهتر است.

شکل A نشان می دهد که چگونه آنتن بين دو ساختمان قرار داده شده است. توجه کنيد که آنتن راست ممکن است دچار امواج مزاحمی شود که ساختمان بلند در سمت چپ، به آن بازمی تاباند. بهترين کار اين است که آنتن در نزديکی ساختمان بلند جاسازی شود تا از خاصيت بنا که جلوگيری از تداخل امواج است استفاده کند.

شکل A
شکل A

2- پوشاندن سطح آنتن

اگر چنانچه هيچ مانع طبيعی برای مسدود کردن امواج زمينی اختلال آفرين وجود ندارد، می توان از يک توری يا پرده فلزی دور آنتن ماهواره استفاده کرد. جنس اين پرده بايد از فولاد يا توری آلومنيومی باشد، هر چند، توری مسی بهترين ماده برای اينکار و ارزان قيمت است، اما هميشه در دسترس نيست. فاصله شبکه سيم های متقاطع پرده، بايد حدود نيم سانتيمتر باشد و توری های معمولی پنجره که شبکه آن يک دهم سانتيمتر است، بهترين است.

شکل B
شکل B
اين پرده سيمی دور آنتن ماهواره قرار می گيرد و از نوک آنتن، حدود يک متر بالا تر است. توری نبايد به صورت عمودی آنتن را در بر گيرد، بلکه بايد هر چه بالاتر می رود، شيب بيشتری پيدا کند که حدود 30 تا 45 درجه اُريب می شود.

پايه توری بايد نزديک به پايه آنتن باشد، با حدود يک متر فاصله از پايه آنتن. اگر توری در جهت ماهواره کار گذاشته شده، زاويه بالا رفتن از پائين رفلکتور (صفحه صيقلی انعکاس) آنتن تا نوک توری بايد حدود پنج درجه کمتر از مکان تصعيد ماهواره باشد.

مثللاً اگر تصعيد elevation ماهواره ده درجه است، زاويه ای که پائين آنتن تا نوک توری پيدا می کند، نبايد بيشتر از پنج درجه باشد. در چنين حالتی، ارتفاع پائين توری تا بالای آنتن حدود دو متر خواهد بود. توری همچنين بايد سيم برق اتصال به زمين داشته باشد.

در نمونه شکل B می بينيد که به چه صورت توری، آنتن را احاطه کرده است. توری ها، در قاب ساده چوبی قرار دارند و با ميخ يا منگنه به چارچوب خود سفت شده اند.

3- تغيير خفيف جهت آنتن

شکل C
شکل C

ممکن است آنتنی که وقتی اختلال زمينی موجود نيست در بهترين موضع قرار دارد، با دريافت بالاترين حجم اختلال زمينی در همان زاويه و جهت، درست کار نکند. در اين مورد، کمی تغيير در جهت آنتن، اختلال زمينی را خنثی می کند، و ميزان تضعيف دريافت سيگنال خوب از ماهواره، قابل توجه نيست. جابجايی موقعيت آنتن يا از نظر تصعيد است و يا از نظر قوس افقی قائم Azimuth.

4- ترکيب همه اين روش ها با هم

در بيشتر مواقع مجبوريم همه اين تکنيک ها را همزمان استفاده کنيم تا بطور موثر جلوی تداخل امواج زمينی مزاحم را بگيريم. فرضاً حتی اگر آنتن در داخل يک ساختمان مناسب قرار دارد، کارگذاشتن شبکه توری سيمی در داخل ديوار ممکن است امواج زمينی مزاحم را بهتر دفع کند. حتی اگر يک حفره زمينی خوب برای جا دادن آنتن داريم، توری سيمی به درجاتی بيشترجلوی پارازيت زمينی را می گيرد.

در شکل C می بينيم که توری سيمی در ديواری قرار داده شده است که آنتن ماهواره را جای داده و به اين ترتی، ظرفيت ضد پارازيتی ديوار های ساختمان را افزايش داده است. روشن است که ديوار بايد دريچه ای باز بسوی ماهواره مورد نظر داشته باشد، دريچه ای که جلوی سيگنال ماهواره را نگيرد.

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384 ساعت 20:12 |

۲ هزار كانال تلويزيونی در آسمان ايران

مدير امور ماهواره ای سازمان صدا و سيما گفت: از لحاظ منطقه ای، اروپا

 ۴/۶ درصد و آمريكا  ۳/۲۵ درصد از ماهواره های حاضر در جو را به خود اختصاص می دهند و اين در حالی است كه سهم آسيای غربی و خاورميانه از ماهواره های در فضا  ۳/۲۰ درصد می باشد.

به گفته مهندس «مهدی سياسی فر» باوجود تغييرات زياد در تعداد كانال ها، ايران در سطح تجهيزات خانگی تنها قادر به دريافت اطلاعات تصويری از  ۲۵ ماهواره است.

وی افزود: در حال حاضر، حدود ۹۴۸ كانال تلويزيونی بدون كد در ايران قابل دسترسی است و ۱۲۹۹ كانال تلويزيونی كد شده قابليت ارسال تصوير در ايران را ندارند كه اين آمار را بايد با۷۰ درصد موجوديت مستقل كانال ها و حضور تكراری آنها بر روی ماهوارهای گوناگون در نظر گرفت.

سياسی فر گفت: آسيای شرقی  ۳/۱۴ درصد، اروپا و خاورميانه به طور مشترك ۸/۱۸ درصد از ماهواره ها را خود اختصاص داده اند همچنين آمريكای جنوبی و اروپا

۹/۹درصد مالكيت ماهواره را داراست.

قاره آمريكا به تنهايی  ۷۰ هزار تلويزيون را در برگرفته است؛ به گونه ای كه در ايران تنها دو هزار كانال تلويزيونی ماهواره ای قابل استفاده است.

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384 ساعت 18:55 |

شو تي وي در اوراسيا ست
 

فرکانس جديد کانال تپش و اميد ايران در هاتبرد
۱۱۷۸۵ افقی ۲۷۵۰۰


بالاخره شو تی وی بر روی اوراسيا ست آمد و از اين پس به راحتی در ايران دريافت ميشود
فرکانس ۱۲۵۳۰ افقی ۴۴۰۰
فرکانس ۱۱۷۶۰ افقی ۵۹۲۵
Azad TV Azarbaycan

۱۲۶۹۲ افقی ۲۸۰۰
Çay TV


۱۱۷۴۳ عمودی۲۲۲۲

SatlogoSatlogoهمچنين پکيج cine+ و trt نيز بزودی برروی اين ماهواره خواهند آمد
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384 ساعت 18:53 |

ماهواره نايل سات
ماهواره نايل سات (Nilesat 101/102 at 7.0°W ) واقع در موقعيت 7 درجه غربی دارای 101 كانال متنوع تلوزيونی آزاد از كشورهای مختلف عرب زبان می باشد .اين ايستگاه ماهواره ای يكی از قوی ترين ايستگاه های ماهواره قابل دريافت در اكثر نقاط ايران ميباشد بطوريكه شما باداشتن ديش 60 سانتی متری قادر خواهيد بود تمامی فركانس های اين ماهواره را دريافت كنيد يكی ديگر از مزايای اين ماهواره همسايگی با سه چهار ماهواره قابل دريافت در ايران مانند 4.0°WAmos Telstar 12 at 15_0°W, كه براحتی و با افزودن يك LNB به ديش قادر به دريافت فركانس های اين ماهواره ها نيز خواهيد بود و نيز Atlantic Bird 3 at 5_0°W , كه بدو ن نياز به LNB اضافی فقط با تنظيم ديش در موقعيت 6 درجه غربی ( بين 5 درجه و 7 درجه ) ميتوانيد از كانالهای Atlantic Bird 3 نيز استفاده كنيد.
Dream - melody – mazika – ajman- LBC-Chanal2-ART-Edtv sport-Dubai33-mehvar –heya-zen-future ازجمله كانال های خوب اين ماهواره Nilesat همچنين كانال های و PNN,IPN(فارسی زبان) از ماهواره Atlantic Bird 3 مجموعه ای بسيار متنوع را بوجود آورده اند كه بهترين آهنگ های غربی و عربی و بهترين فيلمها ی سينمای آمريكا را در طول روز پخش ميكنند .
فركانسهای اين ماهواره به شرح زيراست:
7.0W Nilesat 101 - DVB/MPEG2
11747.00 V - 27500 3/4
11766.00 H - 27500 3/4
11785.00 V - 27500 3/4
11804.00 H - 27500 3/4
11823.00 V - 27500 3/4
11843.00 H - 27500 3/4
11862.00 V - 27500 3/4
11881.00 H - 27500 3/4
11900.00 V - 27500 3/4
11944.00 V - 12000 3/4
11958.00 H - 27500 3/4
11977.00 V - 27500 5/6
11996.00 H - 27500 3/4
12034.00 H - 27500 3/4
12073.00 H - 27500 3/4
12130.00 V - 27500 3/4
12149.00 H - 27500 3/4
12192.00 V - 2964 3/4
12195.00 V - 2894 3/4
12272.00 V - 6111 3/4
12295.00 V - 2893 3/4
5.0W Atlantic Bird 3 - DVB/MPEG2
12711.00 H - 30000 5/6

 

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384 ساعت 10:37 |

يك ديش ، 2 ال ان بي ،3 جهت
يك ديش ، 2 ال ان بی ،3 جهت

shahabsat



ماهواره های « نايل ست ، تل استار 12 ، آتلانتيك برد 3 »‌ نزديك به هم از نظر جهت و درجه می باشند.  جهت نايل ست ( 7 درجه غربی ) آتلانتيك برد 3 ( 5 درجه غربی) و تل استار12 ( 15 درجه غربی ) می باشد بنابرين شما ميتوانيد با تنظيم ديش بر روی (6 درجه غربی – مابين نايل ست و آتلانتيك برد 3 ) و فقط با يك LNB  كانالهای هر دو ماهواره را توامان داشته باشد و نيز با افزودن يك LNB در  كنار LNB اصلی ديش ( بطوريكه در شكل نشان داده شده ) و كمی  قائم تر به ديش نسبت به LNB   نايل ست ، سيگنالهای تل استار 12 را در يافت كنيد . اين كار را ميتوانيد در مورد ماهواره های  هاتبرد و يوتل ست W1يا  W2يا W3  نيز انجام دهيد.

با ديش 60 سانت اين كار به راحتی امكان پذير است ولی بهتر است از ديش های بزرگتر استفاده شود.

برای استفاده از چند  LNB  شما به يك دستگاه  تقسيم كننده  نياز  داريد .دقت كنيد كه شماره فيش LNB وردودی  به تقسيم كننده  را در رسيور درست وارد كنيد بعنوان مثال اگر از ورودی  شماره 3 برای تل استار استفاده ميكنيد در رسيور LNB شماره 3 را برای  تل استار  ثبت كنيد .                

...................................

بدون شرح

shahabsat




ماهواره ای قابل دريافت در ايران





۱- ‏‏تل استار 12................. موقعيت: 15 درجه غربی
2- آتلانتيك برد 1............. موقعيت: 12.5 درجه غربی
3- آتلانتيك برد 2............... موقعيت: 8 درجه غربی
4- نايل سات....................... موقعيت: 7 درجه غربی
5- آتلانتيك برد3................. موقيت: 5 درجه غربی
6- آموس ....................... موقعيت: 4 درجه غربی
7- يوتل سات 3 w .................. موقعيت: 7 درجه شرقی
8- يوتل سات 1 w................ موقعيت: 10 درجه شرقی
9- هاتبرد2-3-4-6................ موقعيت: 13 درجه شرقی
10- يوتل سات 2 w................ موقعيت: 16 درجه شرقی
11- يوتل سات 2f3.................... موقعيت: 21.5 درجه شرقی
12- عربسات 2d/2a................ موقعيت : 26 درجه شرقی
13- آسترا – يوروبرد................... موقعيت :28.5 درجه شرقی
14- يوتل سی سات ................... موقعيت : 36 درجه شرقی
15- اكسپرس 2a...................... موقعيت : 40 درجه شرقی
16- ترك سات c........................ موقعيت: 42 درجه شرقی
17- اوراسيا سات ..................... موقعيت :42 درجه شرقی
18- اينتل سات 906 ............... موقعيت : 6۲ درجه شرقی
توضيح :
1- اين ليست شامل ماهوارهايی است كه من تاكنون موفق شده ام سيگنال های آن را دريافت كنم
2- در برخی از اين ماهواره ها فقط يك يا چند سيگنال آن در ايران قابل دريافت می باشد
3- برای تنظيم ديش بد نيست بدانيد كه در موقعيت(( 15 درجه غربی)) ديش به صورت( قائم) قرار می گيرد و نوك(( ال ان بی)) به سمت غرب است و در(( 64 درجه شرقی)) ديش به صورت (خوابيده و رو به آسمان) و نوك ال ان بی به سمت جنوب می باشد بنابرين هرچه ازسمت 15 درجه غربی به سمت 64 درجه شرقی می آييد ديش خوابيده تر و نوك ال ان بی نيز بين منطقه غرب و جنوب بايد تنظيم گردد و فلش نشانگر ال ان بی در 15 درجه غربی بر روی(( ساعت 3 ))تنظيم گرديده و در 64 درجه شرقی برروی ساعت 6 و در ساير درجات به تناسب مابين ((ساعت 3 و6)) تنظيم گردد.
4- برای دسترس به فركانسها به يكی از سايتهای معرفی شده سر بزنيد.

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384 ساعت 10:23 |

تا حالا مستقیما با خدا حرف زدی؟
خواب دیدم توی خواب با خدا گفتگویی داشتم.خدا گفت:پس می خوای با من حرف بزنی!گفتم:اگر وقت داشته باشی.لبخند زد.گفت:وقت من ابدیست.چه سوالاتی توی ذهنت داری که می خوای از من بپرسی!گفتم:چه چیز بیش از همه تو رو در مورد انسان متعجب می کنه!پاسخ داد:اینکه اونها از بودن در دوران کودکی خسته میشن٬عجله دارن که زودتر بزرگ بشنو بعد که بزرگ شدن ٬حسرت دوران کودکی رو می خورن.اینکه سلامتیشون رو صرف بدست آوردن پول می کنن و بعد پولشون رو خرج حفظ سلامتیشون میکنن.اینکه طوری زندگی میکنن که گویی هرگز نمی خوان بمیرن و طوری میمیرن که گویی هرگز زنده نبودن.(منم توی دلم گفتم:بابا تو دیگه کی هستی؟)

خداوند دست های منو توی دست خودش گرفت و هر دو مدتی ساکت موندیم.

بعد پرسیدم:به عنوان یه پدر٬ میخوای فزرندانت چه درس هایی از زندگی یاد بگیرن.خدا با لبخند پاسخ داد:یاد بگیرن که نمیتونن دیگران رو مجبور به دوست داشتن خودشون بکنن اما میتونن محبوب دیگران باشن.یاد بگیرن که خوب نیست خودشون رو با دیگران مقایسه کنن.یاد بگیرن که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری داره بلکه کسیه که نیاز کمتری داره.یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه میتونن زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشون دارن ٬ایجاد کنن و سال ها وقت لازمه که اون زخم خوب بشه.یاد بگیرن کسانی هستن که اون ها رو عمیقا دوست دارن اما بلد نیستن احساسشون رو ابراز کنن یا نشون بدن.با بخشیدن٬بخشش یاد بگیرن.یاد بگیرن که همیشه کافی نیست که دیگران اون ها رو ببخشن٬بلکه خودشون هم باید خودشون رو ببخشن.یاد بگیرن که میشه دو نفر به یه موضوع واحد نگاه کنن و اون رو متفاوت ببینن.

و یاد بگیرن که من این جا هستم.

                                         همیشه.

و همیشه در قلبتان٬

                                         همیشه.

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384 ساعت 0:26 |

چرا دنیا پره از حادثه های وارونه
عاشق کسی میشی که عاشقی نمی دونه

من به دنبال تو و تو دنبال کس دیگه

هیچکدوم از ما دو تا به اون یکی راست نمیگه

من واسه چشمای نازنین تو یه دیوونم

من دوستت دارم ولی علتشو نمی دونم

حالا که می خوای بری بذار نگاهت بکنم

چون یه بار دیگه می خوام این دل و ساکت بکنم

یه چیزی٬فقط بذارواسه روز تولدت

هدیه م و بیارمو باز بدم دست خودت

آدما فکر می کنن عاشقا خیلی غم دارن

کاش فقط این بود٬اونا خیلی کسا رو کم دارن

عاشق کسی می شن که عاشقاش فراوونه

بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه

اونی رو که دوست داری٬چرا تو رو دوست نداره؟

شایدم دوستت داره ولی به روش نمی یاره

ولی نه٬اینا مال نداشتن لیاقته

اگه حرفم میزنه با تو٬فقط یه عادته

نکنه جمله هاش و پای محبت بذاری

بهتره به حساب عادت بذاری

از خودش نمی شنوی اگه یه روز بخواد بره سفر

وقتی می پرسی ازش می گه : آره٬مسافره

ولی تو شب می شینی که باز اونو دعا کنی

یا واسه سلامت اون نذراتو ادا کنی

چه قدر بین دلا و حرفای ما فاصله س

چشامون می خنده اما دلامون بی حوصله س

دوست نداشتن هم و یه جوری پنهون می کنیم

نمی دونیم که داریم یه قلب و ویرون می کنیم

کاش بیایم آبروی مجنون و اینقدر نبریم

دیگه منت نذاریم وقتی که نازی می خریم

اگه تا اینجا به شعرم توجه نکردی٬تو رو خدا از اینجا به بعد رو خوب دقت کن.  باشه؟ آفرین که به حرفم گوش میدی.

عاشقی یعنی تحمل٬ نه شکایت نه گله

اگه حتی بینمون باشه یه دنیا فاصله(صد بار بگو٬مگه کسی متوجه میشه؟)

مهم اینه که چقدر دوسش داری ٬فقط همین

اگه لازم بشه آبرو رو بنداز رو زمین(خداییش چند نفر حاضرند همچین کاری بکنن؟ )

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384 ساعت 0:24 |

امان از ... ؟!!!
می دانم اگر به همين سکوت ادامه دهم ، روح عاشقم تکه تکه می شود . من بايد ، برای تو بگويم .. تو بايد بدانی بی خبر رفتن تو دارد داغانم می کند .. دارم از درون خورده می شوم ، می فهمی ! .. شک دارم بدانی ، شک دارم ! مگر تو نبودی که می گفتی من همه چيز را حس می کنم ! پس چرا پرپر شدنم را حس نمی کنی ، هان ! نازنين دلم ، مهربانم ، تنها عشق من دلم تنگ مهربانی هايت شده .. چرا نامهربان شدی ؟ .. چرا دور شدی از من ؟! من که دوستت دارم بيشتر از گذشته ، کمتر از آينده .. قاصدکمان کجاست ، نکند گمش کرده باشی .. ماه من چرا گم شد ، ماه حزين و سر به زير من .. مگر نخوانديم " اگه يه روز بری سفر ، بری ز پيشم بی خبر .. " ، مگر نگفتيم " اگه تا روز قيامت داشتنت نباشه قسمت .. " پس چه شد ؟! من نگاه مهربانت قسم بگو .. بگو تا بدانم رهايم نکردی .. بگو تا بدانم بايد صبور باشم .. بگو تا بدانم می مانی .. بگو تا به طعنه های ديگران بخندم .. بگو تا بمانم و نمی ميرم .. اينجا بی تو جهنم است .. من با تو شروع کردم ، زندگی را ، عشق را .. نگذار اين چنين بی تو بشکنم .. همه زندگی من تو هستی ، هستی ام را از من نگير ..

امان از راه بی عابر
امان از شهر بی شاعر
امان از روز بی روزن
امان از اين همه رهزن
امان از باد بی باده
امان از سرو افتاده
امان از سايه بی سر
بر اين درگاه درد آور
امان از نا تمام تو
امان از ناتمام من
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384 ساعت 0:2 |

صبر خواهم کرد ، می آيد !
صبر خواهم کرد ، می آيد !
می آید تا دلم را پر از شرم و شعف حضورش کند ...
می آيد ، چون می داند ديگر تاب دوريش برايم ممکن نيست ...
صبر خواهم کرد ، می آيد !
با بوسه ای پنهان و يک بغل عشق و مهربانی باز خواهد گشت !
می دانم ! دگر باره به برم می آيد ، تا ،
عطر نفسهايش در کوچه پس کوچه های تنهايی دلم جاری شود ! 
تنها اوست که می داند چقدر دلتنگ آوايش هستم ، خود ِ خود او !
فقط خود ِ اوست که می داند ،
سکوت من ، بيقرار تمامی فريادهای محبت آميز اوست ...
صبر خواهم کرد ، می آيد ! 

       

                               من يقين دارم که او نيز روزی خواهد آمد ! ...
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه چهاردهم شهریور 1384 ساعت 0:0 |

داستان ليلی ...

خدا مشتی خاك را بر گرفت. می خواست ليلی را بسازد، از خود در آن دميد و ليلی پيش از آن كه با خبر شود عاشق شد. ساليانی است كه ليلی عشق می ورزد، ليلی بايد عاشق باشد. زيرا خداوند در آن دميده است و هركه خدا در آن بدمد، عاشق می شود.
ليلی نام تمام دختران ايران زمين است، نام ديگر انسان.
ليلی زير درخت انار نشست، درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخ سرخ.
گلها انار شدند، داغ داغ، هر اناری هزار دانه داشت. دانه ها عاشق بودند، بی تاب بودند، توی انار جا نمی شدند. انار كوچك بود، دانه ها بی تابی كردند، انار ترك برداشت. خون انار روی دست ليلی چكيد. ليلی انار ترك خورده را خورد. مجنون به ليلی اش رسيد.
خدا گفت: راز رسيدن فقط همين است، فقط كافيست انار دلت ترك بخورد.
خدا ادامه داد: ليلی يك ماجراست، ماجرايی آكنده از من، ماجرايی كه بايد بسازيش.
شيطان گفت: تنها يك اتفاق است، بنشين تا اتفاق بيفتد.
آنان كه سخن شيطان را باور كردند، نشستند و ليلی هيچ گاه اتفاق نيفتاد.
اما مجنون بلند شد، رفت تا ليلی اش را بسازد ...
خدا گفت: ليلی درد است، درد زادنی نو، تولدی به دست خويش.
شيطان گفت: آسودگی ست، خيالی ست خوش.
خدا گفت: ليلی، رفتن است. عبور است و رد شدن.
شيطان گفت: ماندن است و فرو در خويشتن رفتن.
خدا گفت: ليلی جستجوست. ليلی نرسيدن است و بخشيدن.
شيطان گفت: ليلی خواستن است، گرفتن و تملك
خدا گفت: ليلی سخت است، دير است و دور از دسترس
شيطان گفت: ساده است و همين جا دم دست است ...
و اين چنين دنيا پر شد از ليلی هايی زود، ليلی های ساده ی اينجايی، ليلی هايی نزديك لحظه ای.
خدا گفت: ليلی زندگی است، زيستنی از نوعی ديگر.
ليلی جاودانی شد و شيطان ديگر نبود.
مجنون، زيستنی از نوعی ديگر را برگزيد و می دانست كه ليلی تا ابد طول می كشد. ليلی می دانست كه مجنون نيامدنی است، اما ماند، چشم به راه و منتظر، هزار سال.
ليلی راه ها را آذين بست و دلش را چراغانی كرد، مجنون نيامد، مجنون نيامدنی است.
خدا پس از هزار سال ليلی را می نگريست، چراغانی دلش را، چشم به راهی اش را.
خدا به مجنون می گفت نرود، مجنون به حرف خدا گوش می داد.
خدا ثانيه ها را می شمرد، صبوری ليلی را.
عشق درخت بود، ريشه می خواست، صبوری ليلی ريشه اش شد. خدا درخت ريشه دار را آب داد، درخت بزرگ شد، صدها  شاخه، هزاران برگ، ستبر و تنومند.
سايه اش خنكی زمين شد، مردم خنكی اش را فهميدند، مردم زير سايه ی درخت ليلی باليدند.
ليلی هنوز هم چشم به راه است چراكه درخت ليلی ريشه می كند.
خدا درخت ريشه دار را آب می دهد.
مجنون نمی آيد، مجنون هرگز نمی آيد. مجنون نيامدنی است، زيرا كه درخت ريشه می خواهد.
ليلی قصه اش را دوباره خواند، برای هزارمين بار و مثل هربار ليلی قصه باز هم مرد. ليلی گريست و گفت: كاش اين گونه نبود.
خدا گفت : هيچ كس جز تو قصه ات را تغيير نخواهد داد.
ليلی! قصه ات را عوض كن.
ليلی اما می ترسيد، ليلی به مردن عادت داشت، تاريخ به مردن ليلی خو گرفته بود.
خدا گفت: ليلی عشق می ورزد تا نميرد، دنيا ليلی زنده می خواهد.
ليلی آه نيست، ليلی اشك نيست، ليلی معشوقی مرده در تاريخ نيست، ليلی زندگی است.
ليلی! زندگی كن.
اگر ليلی بميرد، ديگر چه كسی ليلی به دنيا بياورد؟ چه كسی گيسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه كسی طعام نور را در سفره های خوشبختی بچيند؟ چه كسی غبار اندوه را از طاقچه های زندگی  بروبد؟ چه كسی پيراهن عشق را بدوزد؟
ليلی! قصه ات را دوباره بنويس.
ليلی به قصه اش برگشت.
اين بار نه به قصد مردن، بلكه به قصد زندگی.
و آن وقت به ياد آورد كه تاريخ پر بود از ليلی های ساده ی گمنام ...   

 .....

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384 ساعت 23:59 |

دموی آهنگ های آلبوم جديد سياوش قميشی
گفته شده که آلبوم جدید سیاوش قمیشی 11 شهریور به بازار میاد .

 تو این پست دموی 4 تا از آهنگ های  آلبوم جدید سیاوش قمیشی رو میزام که دانلود کنید. البته آلبوم روزهای بی خاطره 7 تا آهنگ و یه دونه میکس داره.

 واقعا این آلبوم سیاوش هم ازش معلومه که بازم نسبت به کارای قبلیش پیشرفت کرده  و روز به روز داره  بهتر میشه .

من خودم بی صبرانه منتظر ارائه ی این آلبوم جدید به بازارم . این 4 تیکه رو دانلود کنید و ببینید چقدر عالیه :

 بوسه ی باد   161 کیلوبایت

 یاد من باش    130 کیلوبایت

 گریه کن         180 کیلوبایت

 هنوز             134 کیلوبایت

موفق باشید .

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه سیزدهم شهریور 1384 ساعت 16:35 |

فرافكني: عادت فكري غلط يا ضايعه اخلاقي؟

مفهوم فرافكني به خوبي در اين ضرب المثل خلاصه شده: "كافر همه را به كيش خود پندارد"


من مردي را مي شناسم كه در ابتداي جواني از همسرش با دل خوري جدا شده است. اين عالي جناب، كه ترجيح مي دهد همه تقسيرها را به گردن ديگران بيندازد، در اين مورد هم مقصر اصلي بر هم خوردن زندگي مشترك را همسر سابقش مي داند. او درباره آن زن اعتقاد دارد كه "خيلي بي معرفت" بود و از آن پس به اين موضوع اعتقاد پيدا كرده كه "همه زن ها بي معرفت هستند". اين جور نتيجه گيري را كه ماحصل آن مي تواند يك "باور غلط" باشد اصطلاحاً "تعميم" يا "فرافكني" مي نامند. ذهن مردم انباشته از اين جور نتيجه گيري ها و باورهاي غلط است. يك نفر به شما بد مي كند و شما همه مردم را بد مي بينيد. در فولكور عامه مردم ضرب المثلي هست با اين عنوان كه: "هر كه سبيل داشت بابا نمي شود". اين ضرب المثل مي خواهد بگويد كه فرافكني، شما را به نتايج بسيار غلطي مي رساند. يكي از شكل هاي ضعيف فرافكني ـ كه اتفاقاً خيلي هم رايج است ـ تعميم دادن گذشته به آينده است: چون در گذشته آدم موفقي بوده ام، در آينده هم حتماً آدم موفقي خواهم بود؛ يا بالعكس چون درگذشته موقعيت اجتماعي مناسبي نداشته ام، در آينده هم وضعيت بهتري نخواهم داشت. فرافكني هايي از نوع بالا، يك عادت فكري غلط است كه با هشياري و آموزش مي تواند رفع شود.
اما نوع ديگري از فرافكني هم وجود دارد، يك فرد دروغ گو، براي اينكه بتواند اين ضعف اخلاقي اش را توجيه كند، كم كم متقاعد مي شود كه همه مردم دروغ گو هستند يا مثلاً كسي كه خودش قابل اعتماد نيست، ترجيح مي دهد به همه مردم مشكوك باشد و آن ها را غيرقابل اعتماد ببيند. افراد پول پرست يا مقام پرست، معمولاً باور دارند كه همه خلق خدا مثل آن ها هستند؛ "كافر همه را به كيش خود پندارد".
اين جور فرافكني يك "ضعف اخلاقي" است كه در تار و پود باورهاي افراد ريشه مي دواند و به "عادت ثانويه" آن ها تبديل مي شود. متأسفانه به سادگي هم قابل برطرف كردن نيست.
نوع اول فرافكني از "عوام بودن" و نوع دوم آن از "ضعف شخصيت" ناشي مي شود. انسان هاي فرزانه و همچنين انسان هايي كه به سلامت اخلاقي خودشان اعتماد كافي دارند هرگز آلوده به فرافكني نمي شوند؛ به خصوص هيچ وقت به خود جرأت نمي دهند كه ديگران را از پشت عينك تيره ببينند و آن ها را به ضعف هاي اخلاقي متهم كنند.
 
البته این قضیه برای من بر عکس هست. اون هم در قرار گرفتن جای اسم زن و مرد. جاهای این دو تا رو عوض کنید. مثلا جایی که گفته زن شما فرض کنید مرد و بالعکس. خوب نمیشه گفت که کاملا شبیه داستانی که برای من پیش اومد هست ولی خوب بی شباهت هم نیست.

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه دوازدهم شهریور 1384 ساعت 9:51 |

تو هم چو باد بهاري "گره گشا" مي باش
 

چو غنچه گر چه فروبستگي است كار جهان
تو هم چو باد بهاري گره گشا مي باش 
                                                 ـ حافظ

ابتدا يك قصه عاميانه روسي بخوانيد. در روستايي دورافتاده، تخته سنگ سياه بزرگي سال هاي سال در كنار استخر روستا خودنمايي مي كرد، اما مردم به او توجهي نداشتند. تخته سنگ از اين بي تفاوتي بسيار آزرده خاطر بود. تصور مي كرد كه مردم آن قدر شعور ندارند كه بتوانند عظمت و زيبايي خيره كننده او را ببينند! روزي، پس از مدت ها هوا ابري شد و باران خوبي باريد. مردم روستا به شادماني پرداختند و مراسم شكرگزاري به جاي آوردند. تخته سنگ از مشاهده هيجان مردم شديداً عصباني شد و زبان به شكوه و شكايت باز كرد:
ـ چه مردم ناداني؟ همين كه چند قطره باران مي بارد، همه به جنب و جوش مي آيند ... مگر چه خبر شده است؟ پس چرا وجود باشكوه من براي آن ها هيچ اهميتي ندارد؟
قورباغه سال خورده اي كه در همسايگي تخته سنگ زندگي مي كرد، با شنيدن شِِكوه هاي غم انگيز تخته سنگ به صدا درآمد و پاسخ داد:
ـ واقعاً مي خواهي بداني كه چرا مردم به تو هيچ اهميتي نمي دهند، اما بارش چندقطره باران آن ها را خوشحال مي كند؟ باران در كيفيت زندگي اين مردم تأثير دارد و گِرهي از مشكلات آن ها باز مي كند. اما تو هيچ خاصيتي براي آن ها نداري. فهميدي؟
×××
همان طور كه حافظ مي گويد، كار جهان ايجاد "فروبستگي" در امور مردم است. از اين رو مردم توجه و احترام عميق خود را به كساني نثار مي كنند كه بتوانند گِرهي از كار آنان بگشايند؛ افرادي كه مي توانند بر پيچيدگي ها، بحران ها و مشكلات فائق آمده و به بركت نيروي خلاقيت خود، به حل مسائل مردم بپردازند. آنان "شجره هاي طيبه"اي هستند كه مردم مي توانند در سايه سار وجود نازنينشان قدري بياسايند. آنان غم خوار و يار و مددكار مردمند و حضور آن ها، از بار مشكلات مردم مي كاهد و كيفيت زندگي ديگران را بهبود مي بخشد. بگذاريد آنان را "انسان هاي موثر" بناميم.
به راستي چه كميابند آنان كه بخواهند در زندگي بندگان خدا موثر باشند و چه كمياب ترند آنان كه بتوانند در زندگي ديگران موثر باشند  و همان طور كه زنده ياد، جلال آل احمد مي گويد قادر  باشند كه از خود "جاي پايي" به يادگار بگذارند.
سلام بر انسان هاي موثر در هر جاي ميهن عزيز كه مي توانند گل لبخند را بر لبان مردم بنشانند.

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در شنبه دوازدهم شهریور 1384 ساعت 9:47 |

بهترین برنامه و تر فند دنیا
سلام سلام سلام سلام من امروز با بهترین تر فند دنیا امدم!!! حتما این مقاله رو بخونین.

این یک ماشین هکر آیدیکه اسمش هست professionall hacker car. این ماشین پسورد آیدی رو به راحتی براتون پی ام میکنه حالا بگین چه جوریاین ماشین دقیقا عین یاهو مسنجر کار میکنه شما باهاش  لاگ این میشین و اد لیستتون ظاهر میشه برای قربانی یک پیغام میزنین و در جواب او زندگی نامه او وجود دارد:شامل:پسورد آیدی اوایمیل هایی که برای او آمدهشماره تلفن اوو..........................من لینک دانلود این نرم افزار را آپلود کردم و در این قسمت میتونید دانلود کنید.

۱۱.۰۶ مگابایت
Download

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در جمعه یازدهم شهریور 1384 ساعت 21:52 |

هههههههههههههههههههه
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در پنجشنبه دهم شهریور 1384 ساعت 14:46 |

پیدا کردن پسورد یاهو مسنجر بدون ارسال تروجان و PS !!!!

آقا این برنامه دیگه آخرشه بدون مجیک و تروجان پسورد طرف رو در میاری البته پسورد آخرین کسی رو  که پشت  سیستم نشسته باشه در میاره  هیچ آنتی  ویروسی هم نمی تونه  شناساییش کنه اسم برنامشم YDump هستش که می تونید از اینجا دانلود کنید!!!

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در چهارشنبه نهم شهریور 1384 ساعت 22:4 |

Anti Yahoo Messenger
بازم سلام به دوستان عزیزم

آقا این دفه واسه بچه پر رو ها یه برنامه نوشتم که حسابی حالشونو می گیره چون با این برنامه دیگه

یاهو مسنجرشون باز نمیشه حتی اگه هزار بار هم دوباره نصب کنن فایده نداره خلاصه هرکی واستون

پررویی کرد این برنامه رو بهش بدین اجرا کنه

غیر فعال کننده این برنامه رو هم واستون گذاشتم

دانلود برنامه

دانلود غیر فعال کننده

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در چهارشنبه نهم شهریور 1384 ساعت 22:3 |

j Logger 1.0
اینم یه Key Logger جدید واسه یکی از دوستان که خواسته بودن گذاشتم رو تمام مسنجر ها هم جواب میده (۵و۶و۷). 

 ولی خداییش نمی دونم واسه چی می خواست!!!!!!!!!!!!

دانلود

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در چهارشنبه نهم شهریور 1384 ساعت 22:2 |

هرف دل
گفتم اي عشق بيا تا كه بسازي مارا يا نه ويرانه كُني ساخته هاي مارا گفتم اي عشق چه بر روز تو آمد امروز كه به تشويش سپردي شب عاشقها را حيف از آن روز كه بي عشق به شب آوَرديم اي عشق ، كاش خورشيد تو آغاز كند فردا را
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در چهارشنبه نهم شهریور 1384 ساعت 0:51 |

چند تا فیلتر شکن توپ
www.wproxy.com

http://www.oboor.5gigs.com

http://www.mamana.my13k.com

فعلا برو بچ .. فکر کنم همینا ارضاتون بکونه ... یا علی ..

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در دوشنبه هفتم شهریور 1384 ساعت 12:9 |

از یک کنار کیلویی ؟؟ تومن .. دست چین ؟؟ تومن
بگو هرچی باید بگی ...
در این غربت خانگی

                               بگو هرچی باید بگی

                                                                غزل بگو به سادگی

                                                                                               بگو زنده باد زندگی

**********

it's me!!

 

**********

مرگ !!!
مرگ ضرري بزرگ در زندگي نيست .ضرر بزرگ در زندگي ان است که وقتي زنده ايم چيزي در درون ما بميرد .


بزرگترين لذت در دنيا انجام کاري است که ديگران مي گويند نمي تواني........!!!
 

**********

در توضیح آنکه پیر شدم
توانگري به هنر است نه به مال
                                           بزرگي به عقل است نه به سال
 
**********
 
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه ششم شهریور 1384 ساعت 23:21 |

میشه از عشق تو گفت...
اگر از عشق میشه قصه نوشت ...

                                                   میشه از عشق تو گفت

میشه از عشق تو گفت....

میشه از عشق تو مُرد ...

میشه از عشق تو مُرد و دیگه  از دست همه راحت شد

                                                             میشه از عشق تو مُرد و دیگه از دست تو هم راحت شد

میشه از گندمی های سر زلفت

                                                       یه بغل شعر نوشت

 میشه با داغ نگات خورشید رو خاکستر کرد

آره

از عشق تو دیونگی هم عالمیه

                                                     آره

                                                                  از عشق تو مُردن داره

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه ششم شهریور 1384 ساعت 23:14 |

پرنده اگر پرنده بود ...
آه
پرنده اگر پرنده بود.
-حتي براي خاطر دل خودش هم-
پاسوز مرغ خانگي نميشد.
آه
پرنده اگر پرنده بود.
-حتي به بهانهء دانهء فراوان زائران حاجت روا هم-
گرفتار پنجره فولاد و گنبد طلاي نميدانم آن کدام امامزاده نميشد.
آه
پرنده اگر پرنده بود.
_به جاي اينهمه دل دل و چشم به راهي و نگراني.....
با شوق و ذوق رفتم تا اينجاي نوشتهء ناقصم را برايش بخوانم تا مثل هميشه برايم کف بزند و تشويقم کند و ببوسدم و .........
پرنده
پرنده بود
پر کشيده بود.
آه.
|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه ششم شهریور 1384 ساعت 23:12 |

می گویند ...
مي گويند: بتاب!
از بدو دلدادگي تا انتهاي سرگشتگي!
و من؛ مات! تنها در افکار خود سايه روشن مي زنم!
مي گويند: بخوان!
از ابتداي خلقت تا روزهاي نيامده!
و من؛ مبهوت! در آشفتگي خود فرياد مي زنم!
مي گويند: برقص!
از بلنداي ناز تا خواهش نياز!
و من؛ بي تاب! دوش به دوش پروانه ها ديوانه مي شوم!
مي گويند: بمان!
از ديروز روز تا فرداي شب!

و من...
و من مي روم!
که شامگاهان بي روزن به استجابت صبح ننشسته اند!
مي روم که آغاز کنم!
از امروز روز تا فرداي روزتر؛
اما؛
آخر بي همسفر که نمي شود پريد!
بايد تو باشي تا شوق رسيدن معنا بگيرد!
تو بالهاي مرا بگيري و من دستان تو را!
و سرود رفتن و رفتن را تا فرداها در گوش جانم زمزمه کني!

|+| نوشته شده توسط سیاه پوش در یکشنبه ششم شهریور 1384 ساعت 23:11 |

>